زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...


اگر مطلبی را از این‌جا -یا از هرجای دیگر- نقل می‌کنید، منصف باشید و منبعش را هم ذکر کنید. دمتان گرم :)

آن‌چه گذشت
تازه‌ترین نظرها

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

هوا بهاری است،

و بارانی،

و بسیار بسیار با صفا.

طراوت درختان جوان، زیر چتر بخشش اردیبهشتی باران، شکوه بی‌بدیل منظره‌ی امروز بهار را دوچندان کرده‌است.

لطافت نسیم، آن‌چنان روح افزاست که خستگی و دل‌مردگی‌ را فرسنگ‌ها از تن آدمی دور می‌سازد.

اما؛

     من -تنها- در اتاق نشسته‌ام و از پنجره، به سخاوت آسمان بهار چشم دوخته‌ام و آه حسرت می‌کشم.

آخر،

     هیچ‌کسی نیست که با هم برویم و زیر باران قدم بزنیم...


* کنایه‌فهم‌ها کجای مجلس نشسته‌اند؟!

۱۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۹:۴۷
سید طاها