زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

بک‌گراند آی‌فون‌1ش را عکس معروف سیدمرتضی آوینی2 گذاشته‌بود.

لحظه‌ای حس کردم سید در انفرادی تنگ و خفه‌کننده‌ای حبس شده.


1- Apple iPhone® - Made in U.S.

2-سیدمرتضی آوینی

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۱۹
سید طه

همان پایین پله‌برقی‌ها، دم سکو، یک تابلوی خوشگل زردرنگ زده‌اند به دیوار.

تابلویی به شکل یک علامت که سمت واگن‌های انتهایی و ابتدایی مترو اشاره می‌کند.

رویش با فونت ظریفی نوشته‌ «واگن بانو».

اولین باری بود که می‌دیدم؛ بوی احترام می‌داد. آدم هوسش می‌شد «بانو» باشد!


تذکر: بانو بودن خیلی آسان نیست، با زن بودن فرق دارد. هر زنی بانو نیست، اما می‌تواند باشد! حالا فهمیدی چرا زنانی که بانو نیستند می‌روند قاطی مردها در واگن‌های دیگر، چون این واگن‌ها فقط مال بانوهاست!

    ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۵۶
    سید طه

    آقا یا خانم جم می‌شناسید؟

    آقا یا خانم لک چه‌طور؟

    آیا می‌دانید این بزرگواران نمی‌توانند در بیان ثبت‌نام کنند؟!

    زیرا در فرم ثبت‌نام حتما و اجبارا لازم و ضروری است نام خانوادگی‌شان حداقل سه‌حرف داشته‌باشد!

    با احترام.

    ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۵۴
    سید طه

    از کنج انباری زیرزمین خانه‌، خواهرم یک کیسه نوار ویدیویی قدیمی وی‌اچ‌اس پیدا کرده‌بود. بعد دستگاه پخش عتیقه را هم از کنج دیگری بیرون آورده و راه انداخته‌بود و یک‌روز که همه جمع بودیم، نوارها را یکی‌یکی رو می‌‌کرد و می‌فرستادمان به ده، دوازده سال پیش‌تر. بیش‌تر فیلم‌ها را خودم گرفته‌بودم. با یک هندی‌کم امانتی که عشق فیلم‌برداری مجابم کرده‌بود به هر قیمتی شده آن را در دستانم نگه‌دارم. از جوانی‌های بزرگ‌ترها و کودکی‌های کوچک‌ترها، و گاهی هم -در آینه- از اوایل نوجوانی خودم لحظه‌های ماندنی ثبت کرده‌بودم. بی‌شک هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کردم که یک روز فیلم‌ها چنین نبش قبر خواهند شد و مرا این‌قدر به فکر وا خواهند داشت...

    در فیلم‌ها -گاهی- کسانی هم بودند که امروز جایشان خالی است. وقتی آن قسمت‌ها روی تلویزیون نقش می‌بست، لب‌های همه شروع می‌کرد به تکان‌خوردن: فاتحه.

    و این‌چنین، دقیقه‌ها خیره‌ شدم به آینه‌ای که گذشته را قاب گرفته‌بود. خودم را به رخم می‌کشید، خیلی صریح، بی‌پرده، بی‌زحمت و کاملاً شفاف. بدون ذره‌ای رودربایستی.

    این‌که دقیقاً در برهه‌ای حساس، به یاد بیاوری که روزی چه کسی بودی، با چه کسانی زندگی می‌کردی و دغدغه‌‌هایت را چه‌قدر زیبا و ناخواسته از پشت یک دوربین دستی کوچک در تصاویر نفوذ داده‌ای، تو را به فکر وامی‌دارد. تو خودت را با خودت مقایسه می‌کنی، - نه هیچ‌کس دیگر - امروزت را با دیروزت، و حتی شاید فردایت را با این‌روزها. و این -به نظرم- خوب است!


    پی‌نوشت: در باب مقایسه خویش با دیگران، شاید بعداً به تفصیل چیزهایی بنویسم.

    ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۲ ، ۰۸:۰۳
    سید طه

    1- عید سعید فطرتان - اگرچه حالا دیگه شب شده - مبارک؛ بخورید و بیاشامید! [محل صورتک لب‌خند]

     

    2- تا دیشب مسجد محل داشت می‌ترکید. مردم تا روی حیاط هم ایستاده‌بودند. امشب -ولی- دو سه صف بیش‌تر تشکیل نشد. تازه شب‌های پیش وقت نماز گشنه و تشنه هم بود‌ه‌اند ولی امشب دیگر نه. واقعاً چرا این‌طوری می‌شود؟ [محل صورتک در حال تفکر عمیق!]

     

    3- صاحاب زنگ پیش‌واز خط ما کیست؟ یعنی این ایرانسل حق دارد همین‌جوری تبلیغات خودش را -بدون اجازه!- بگذارد زنگ پیش‌واز ما؟ واقعاً!‌ [محل صورتک خشمگین]

     

    4- با هم رفته‌بودیم آب‌میوه‌بستنی بخوریم. ازم پرسید شما در تهران چی‌ می‌خورید؟ گفتم: دود...!

      ♦ فردا دارم می‌روم. خداحافظ محله‌ی ساده، مردمان صمیمی، آفتاب داغ داغ... [صورتک غمگین، با بغضی در گلو]

     

    5- اول یک صلوات بفرست، بعد یکی دیگه هم بفرست! [صورتک در حال صلوات‌فرستادن!]

     

    ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۵۴
    سید طه

    آگهی


    1- وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿یس: ١٧﴾

    ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۲:۵۲
    سید طه