زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

۳۱ مطلب با موضوع «قلم :: کوته‌نوشت» ثبت شده است

سلام بر تو؛

فصلِ سپیدیِ بی‌آلایشِ برف،

زلالِ هیجان‌زده‌ی باران،

و عطر زندگی‌بخشِ نرگس...

 

 

 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۱
سید طه

آیا در دنیا کاری به اهمیت و بزرگی شاد‌کردن قلب کوچک و پاک بچه‌ها داریم؟

کاری آن‌قدر مهم که پیامبر خدا در کوچه‌ها برایش وقت صرف کند،

و آن‌قدر بزرگ که امیر مؤمنان به خاطرش بر زمین زانو بزند و ادای چارپایان را درآورد؟!

 

 

خدایا، این توفیق‌های بزرگ را از ما دریغ نکن!

۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۳:۱۴
سید طه

تو،

نه پیش از صبح می‌آیی،

و نه پس از آن.

 

هر وقت تو طلوع ‌کنی، صبح می‌شود.

 

 

 

جمعه | 9 ربیع‌الاول 1438

۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۷:۰۳
سید طه

بید،

مجنون بود،

تنها بود،

و صبرش سرآمده بود.

پاییز که رسید،

یک به یک برگ‌هایش را به خاک سپرد.

 

 

 

+ رفتم برای تسلی؛ به احترام، با پای برهنه.

 

 

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۰
سید طه

آن‌قدر پول نداشتم که بتوانم خانه‌ی بزرگی بخرم،

ناچار شدم اکتفا کنم به یک اتاقِ یک‌ در دو سانتی‌متریِ دور از شهر.

خیلی خیلی کوچک است، ولی خانه‌ی خوبی است؛

چون هر وقت می‌خواهم بروم داخلش، مجبورم خودم را بیرون جا بگذارم.

۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۹:۲۲
سید طه

یا گرفتار سرگرمی‌ها،

یا سرگرم گرفتاری‌ها؛

 

چه سرگذشت اندوه‌باری!

۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۰
سید طه

غدیر

اوّلِ «مهر» بود،

و اوّلِ «ربیع».

 

 

 

 


عیدِ بزرگِ خدا، بر شما مبارک.

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۵۰
سید طه

شق القمر

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۴:۲۳
سید طه

نخستین اصلی که در هر پژوهش بنیادین باید دانست

-حتی پیش از بداهت امتناع اجتماع نقیضین-

این است که «فاقد شیء مُعطی شیء نمی‌شود».

 

بله. بی‌مایه فطیر است آقا.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۵ ، ۲۲:۴۴
سید طه

عاشق

همه‌ی نیت‌هایش خالص است،

خالصِ خالص،

پاک و بی‌شائبه،

«قربة الی المعشوق»

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۹
سید طه

پست فاطمیه2

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۵۰
سید طه

آزاده باش،

که نه به این به‌چشم‌آمدن‌ها دل ببندی،

و نه از این ازچشم‌افتادن‌ها خاطرت برنجد.

 

ولی از تأمل دریغ نکن؛

شاید آن‌چه تو را به چشم آورد فضیلتی نباشد،

و آن‌چه تو را از چشم انداخت رذیلتی باشد.

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۴
سید طه

بعضی‌ وقت‌ها که نا آرام می‌شوم،

و خانه‌ی قلبم پر می‌شود از تلاطم‌ها و به‌هم ریختگی‌ها،

دلم هوای یک همسر «خانه‌دار» می‌کند...

یک خانه‌دارِ کاربلد.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۱ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۵۳
سید طه

گاهی منتظریم که شرایط بهتر شود تا کاری را انجام دهیم،

در حالی که باید آن کار را انجام دهیم تا شرایط بهتر شود...!
 

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۴۷
سید طه

در این جهان یک سری قواعد و قوانین حاکم است.

لطفاً منتظر غول چراغ جادو نباشید!

 

«ای کاش‌»‌هایی که امروز بوی امید می‌دهند و آرزو،

دور نیست که فردا رنگی جز حسرت نداشته‌باشند،

اگر بایستید و فقط «ای کاش» بگویید و گامی برندارید.

 

و آن‌جا تنها مقصر خود خود شما هستید...


مخاطب حرف بالا اول خودمم، بعدش - از باب تذکر و یادآوری خیرخواهانه - شما.

۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۷:۱۷
سید طه

خدایا، مرا آدم کن!

یک آدم خیلی خوب،

که خیلی دوستش داری!

 

خدایا، می‌دونم که سخته!

اما تو قدرتش را داری؛ تو می‌تونی خدایا...!

۲۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۴:۰۳
سید طه

یادش به خیر،

یاد همین روزهایی که دارد می‌گذرد...

 


دلم برایتان تنگ می‌شود،

ای خوبی‌ها و خوشی‌هایی که هستید و نمی‌بینمتان؛

و فردا که رفتید حسرتتان برایم می‌ماند...

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۵۰
سید طه

آرزو دارم به آن مقامی برسم

که هرگز حرفی نزنم

که بعد، از گفتنش پشیمان شوم.

۲۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۲ ، ۰۷:۰۴
سید طه

آرام،

صبور،

مهربان،

پاک،

بی‌شائبه،

بدون هیچ‌کدام از این‌ رنگ‌های فریبنده‌ی دروغین.

در این هوای سرد، باز هم جنبشی دارد، برایت دست تکان می‌دهد،

متواضع است که با طمأنینه فرود می‌آید و خاکسارانه بر زمین می‌نشیند.

با آن‌که این‌همه زیباست، اما هرگز خودش را به رخت نمی‌کشد.

 

دوستشان داری، مثل بهترین دوست‌هایت؛

همه‌شان را دوست داری، تک‌تکشان را؛ تک‌تک بلورهایِ امیدوارِ برفِ اول زمستان را.

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۲ ، ۰۸:۴۱
سید طه

من، همه‌ی حرف‌هایم را می‌زنم؛

همه‌ی همه‌ی حرف‌هایم را؛

و همه، همه‌ی حرف‌هایم را می‌شنوند...

                                  [آن‌هم به بین‌المللی‌ترین زبان دنیا!!]

آخر، سکوت زبانی است که هیچ‌وقت و برای هیچ‌کس نیاز به ترجمه ندارد...!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۱ ، ۱۰:۱۸
سید طه