زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

آیا خارج از ذهن تو چیزی هست؟! (قسمت نخست)

جمعه, ۱۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۴۸ ب.ظ

محمدحسین متألهی در آخرین مطلب وبلاگش، مسئله‌ی بسیار قدیمی وجود ذهنی و وجود عینی و در حقیقت نزاع بین ایده‌آلیسم و رئالیسم را در قالب خاطره‌ای جالب بیان کرده‌است. بعد از خواندن آن مطلب بر آن شدم که کمی مسئله را دقیق‌تر و عمیق‌تر بررسی کنم. اگر محمدحسین بپذیرد یک بحث دوطرفه‌ی وبلاگی را به صورت پرسش و پاسخی شروع خواهیم کرد، به این صورت که من واقعیت‌داشتن وجود خارجی را زیرسؤال می‌برم و سعی می‌کنم تا ادله‌ی محمدحسین در اثبات حقیقت خارجی را پاسخ دهم. البته این‌کار در شرایطی که من قائل به وجود عینی هستم کار دشواری است!

خب، اول مسئله را یک بار مرور می‌کنم. می‌دانیم که بخشی از خواب‌هایی که انسان می‌بیند تنها ذهنیت اوست که در هنگام خواب به صورت رؤیا برایش بازسازی شده‌است و ارتباطی با شهود و یا رؤیای صادقه ندارد. در آن موارد آن‌چه انسان در خواب مشاهده می‌کند تنها ساخته‌ی ذهن است و یعنی هیچ حقیقت خارج از ذهنی ندارد. تمام ذهنی است و تنها در ذهن است. یعنی اگر من در یک چنین خوابی، مثلا متأثر از حوادث روزانه، ببینم که دارم با دوستم مشاجره می‌کنم، آن دوست من که در رؤیا با من مشاجره می‌کند هرگز وجود خارجی ندارد. فقط ساخته‌ی ذهن است و در ذهن من است. اما من این مسئله را کی متوجه می‌شوم؟ وقتی که از خواب بیدار شوم.

یعنی تا زمانی که در حال مشاهده‌ی آن رؤیا هستم احساس می‌کنم که این حادثه در حال وقوع است و واقعی است، برای همین در خواب پریشان می‌شوم، می‌ترسم و کلا آن‌چه مشاهده می‌کنم روی من اثر می‌گذارد. زمانی که از خواب برخاستم متوجه می‌شوم که آن‌چه دیده‌بودم تصاویر ذهنی بوده‌اند و حالا در حال مشاهده‌ی جهان واقعی است.

اما اشتباه همین‌جاست!1 چون من باز هم از تصاویر ذهنی خودم خارج نشده‌ام و باز هم دارم یک سری موجودات ذهنی را نزد خودم مرور می‌کنم. فقط پیش از آن در ذهن خودم تصویر کرده‌بودم که به خواب رفته‌ام و حالا تصویر کرده‌ام که از خواب بیدار شده‌ام و به تعبیری برگشته‌ام به لایه‌ای بالاتر از لایه‌های وجودهای ذهنی، اما همه‌شان وجودهای ذهنی هستند.

در واقع، من خواستم مسئله را با مثال خواب واضح‌تر کنم. کسی که خواب است، کنترلی روی واکنش تصایر ذهنی‌اش ندارد. تصاویر ذهنی در حال خواب انسان را می‌ترساند و او را غمگین یا شاد می‌کند. و کسی که دارد این خواب‌های آشفته را می‌بیند، نمی‌تواند آن عوامل را کنترل کند یا روی آن‌ها اثری خداگونه بگذارد، یعنی نسبت به آن‌ها سلطه ندارد و همه در اختیار او نیستند. بنابراین این‌که همه‌چیز در ذهن من باشد، مستلزم این نیست که من بتوانم آن‌ها را کنترل کنم.

آن‌چه ابن سینا هم می‌گوید نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای باشد. چون اگر در خواب یک نفر مرا بزند، من احساس درد می‌کنم، در حالی که هیچ ضربه‌ای به جسم من وارد نشده‌است. پس شاید الان که ابن سینا می‌خواهد مرا بزند، یک وجود ذهنی است که با ضربه‌های ناجوانمردانه به من القای حس ناخوشایند درد می‌کند، و ممکن است من در عالم ذهن خود برای دفع این حس ناخوشایند حرف او را بپذیرم که واقعیت خارجی وجود دارد، اما آیا این مسئله‌ای را حل می‌کند؟ این یک اعتراف بی‌ارزش است و هیچ‌چیزی را اثبات نمی‌کند.

پس فرض من این است که همه‌ی آن‌چه من در ارتباط با آن هستم، همه در ذهن من است. علی‌القاعده شما هم اگر قائلید که شما وجود دارید، باید بدانید که من و این نوشته‌ها و این اینترنت و این‌حرف‌ها همه در ذهن شماست. اما من و بقیه‌ی صورت‌های ذهنی شما ادعا دارند که ما وجود خارجی هستیم. و ممکن است من به عنوان یک صورت ذهنی بسیار گستاخ ادعا کنم که اصلا شما - که صاحب منِ صورت‌ذهنی هستید - در ذهن من هستید و می‌پندارید که واقعیت دارید. ولی به هرحال این ادعا‌ها فقط از سوی صورت‌های ذهنی غیرواقعی است و هیچ اهمیتی ندارد.

خب، فعلا به همین اندازه اکتفا می‌کنم و منتظر پاسخ‌ها و نقدهای این نظریه هستم، اگر محمدحسین پذیرفت که یک بحث دوطرفه شکل بگیرد، این موضوع را دنبال می‌کنیم، وگرنه یکی از این دو گزینه را انتخاب خواهم کرد: یا این‌که مطلب را به کلی حذف می‌کنم، و یا این‌که خودم خلاصه‌ای از بررسی‌های گذشته‌‌ام را راجع به پاسخ این‌مسئله تقریر می‌کنم.

امیدوارم بحث خوبی را پیش رو داشته‌باشیم.


1- اگر قائل باشم که هیچ‌چیزی خارج از ذهن من نیست، آن‌وقت اشتباه همین‌جاست!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۱۲
سید طه

نظرها  (۳)

۱۳ مهر ۹۲ ، ۱۴:۳۴ محمد حسین متالهی اردکانی
سلام

سید پایه ام 

ولی چرا شما در موضع ایده آلیست باشی؟ راستش من خودم استدلال محکمی در برابر ایده آلیست ها ندارم

یعنی تو طرح ولایت من ایده آلیست بودم و کسی نتونست بطلانش رو بهم اثبات کنه . 

البته باید بهم بگی شما چه جور ایده آلیستی هستی؟ خود ذهن شما هست یا نیست؟

یعنی شما اگر وجود را به ذهنی و غیر دهنی تقسیم کردی یعنی وجود چیزی به نام ذهن در خارج را قبول داری که خارج و داخل برایش تعریف می شود . حالا هر چه خارجش است را نفی می کنی

این ذهن شما که وجود دارد ممکن است یا واجب؟

این سوال آخر را پرسیدم که مسیر بحثم را در ادامه بدانم
یا علی 
پاسخ:
سلام
خوش‌حالم که پذیرفتی.
راستش من بیش‌تر دوست دارم در موضع مستشکل باشم، البته شما هم احتمالا همین را در مورد خودت دوست داری! ضمنا زمانی که کسی بخواهد به اشکالات مطرح شده از سوی ذهن فعال و خلاق شما پاسخ بدهد، دهنش سرویس است! کار سختی است به هرحال، هرچه باشد شما نخبه‌ای و از این حرف‌ها.
حالا اگر صلاح بدانی همین‌طوری پیش‌برویم، شما پاسخ‌هایی که در طرح ولایت شنیدی را در جواب نقدهای من بده، بعدا اگر لازم شد، جایمان را عوض می‌کنیم و من هم اگر استدلالی در نقد ایده‌آلیسم داشتم که شما نگفته‌بودی عرض خواهم کرد.
اما پاسخ سؤال شما را در پست جداگانه نوشتم.
با سپاس بسیار
یاعلی
۱۴ مهر ۹۲ ، ۲۱:۲۷ حسین بوذرجمهری
سلام سید
انگار همیشه اشکال کردن و بهانه آوردن راحت تر از اثبات کردنه. از این جهت خوبه که محمدحسین رو توی موضع اثبات کردن گذاشتی!
پاسخ:
سلام بر حسین عزیز.
احتمالا ما مواضعمون مدام و به صورت متناوب عوض میشه.
هر دو اشکال می‌کنیم و هر دو جواب می‌دهیم.
در حقیقت هر دو در یک موضعیم و هر دو اشکال‌های مشابه داریم.
شاید این یک تفکر مکتوب دو نفره باشه.
به نظرم باید به نتایج خوبی برسه. امیدوارم که این‌طوری بشه.

سلام عزیزان،
منم هستم(اگه خدا قبول کنه :) )

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">