زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

آیا خارج از ذهن تو چیزی هست؟! (قسمت سوم)

پنجشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۱۴ ق.ظ

در بحث وجود یا عدم جهان خارج از ذهن، مباحثی مطرح شد و دوستان در بحث‌ها شرکت کردند و نکات و نظرات مفیدی را بیان فرمودند.

 

حال، بنا دارم یکی از پاسخ‌های خوبی را که در رد نبود وجود خارجی شنیده‌ام تقریر کنم:

وجود خارج از ذهن را نمی‌شود استدلال کرد، پذیرش این امر از اولیاتی است که پیش از فلسفه مورد تأیید قرار می‌گیرد و بنای فلسفی روی آن سوار می‌شود. یعنی چنین نیست که در حیطه‌ی بحث فلسفی بتوان با استدلالات عقلی آن را ثابت یا نفی کرد، بلکه یکی از لوازم ورود به فلسفه پذیرش وجود خارجی و تحقق آن است، وگرنه راه از همان‌جا به جای فلسفه به سفسطه کشیده‌‌می‌شود و مسیر این‌دو هیچ‌گاه - حتی در ابتدای آن - مشترک نیست.

همه‌ی افراد به وجود خارج از ذهن خود اذعان دارند و به عبارتی می‌توان این را قضیه‌ای بدیهی دانست. اگر فردی منکر وجود خارجی می‌شود، از دو حالت خارج نیست: یا در تصور وجود خارجی دچار مشکل است، و یا این‌که غفلتش، مانع از تشخیص این امر شده. برای چنین فردی نمی‌توان استدلال عقلی در اثبات بدیهی آورد، چون اساساً بدیهیات قابل اثبات نیستند، بلکه بایست برای او استدلال‌های تنبهی اقامه کرد، یعنی گزاره‌هایی که او را متوجه سازد که خودش به این مسئله اذعان دارد. در حقیقت در قالبی مشابه استدلال به او یادآوری می‌کنیم که تو خودت این را قبول داری، ولی به آن بی‌توجهی.

 

اما استدلال تنبهی یا تنبیهی در این مورد به این صورت است:

زمانی که ما از لفظ وجود ذهنی استفاده می‌کنیم، یعنی این وجود ذهنی را از یک حیثیت دیگر وجود - همان وجود عینی و خارجی - جدا کرده‌ایم، و گرنه اصلا وجود خارجی معنا نداشت. مثلا وقتی من می‌گویم آب سرد، یعنی به وجود آب گرم هم اعتقاد دارم، وگرنه هرگز از این قید بی‌فایده استفاده نمی‌کردم. زمانی که من دارم وجود را به دو دسته‌ی ذهنی و خارجی تقسیم می‌کنم یعنی مرز بین ذهن و واقع را درک کرده‌ام، اگر چه ممکن است به آن انتباه و توجه نداشته‌باشم.

به عبارت دیگر اگر وجود تنها ذهنی بود، دیگر هیچ تصوری از عالم خارج ذهن ایجاد نمی‌شد، در آن صورت چگونه می‌شد عالمی خارج از ذهن فرض کرد و در مورد بودن یا نبودنش قضاوت نمود؟ همین نکته که با هرکسی می‌توان در مورد چیزهایی که در بیرون است و چیزهایی که در ذهن است، طرح بحث کرد، این یعنی همه، تمایز این دو را به خوبی متوجه می‌شوند و بنابراین، بداهتاً بین این دو مرز قائلند و هر یک را به صورت مجزا درک می‌کنند.

اگر توضیح بیش‌تری لازم بود، در آینده اضافه می‌کنم و یا در پاسخ نظرات می‌آورم.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۱۸
سید طه

نظرها  (۸)

۱۸ مهر ۹۲ ، ۱۰:۴۴ ...:: بخاری ::...
سلام.
آخیش فلسفه! :)
به روزم؛ از این به بعد! و دعوتید؛ از این به بعد! :)
یاعلی.
۱۹ مهر ۹۲ ، ۱۳:۵۵ حسین بوذرجمهری
سلام
با وجودی که نمیخواستم دنبال کنم ولی چون از فید استفاده میکنم مطلبت اومد و خوندم و گفتم یه نظری بدم!
اینکه بدیهی است یا نه را نمیدانم. حتی اگر بدیهی هم نباشد مردم دنیا اکثرا رئالیست زندگی میکنند و این بحث برایشان موضوعیت ندارد. ولی استدلال تنبهیت به نظرم درست نیست. چون ما مثلا از کلمه وجود استفاده میکنیم. آیا این به این معنی است که عدم هم در تقابل با وجود، وجود دارد؟ به نظرم استفاده از وجود عینی یک اسم است. مثلا ما غول سه سر اسم گذاری میکنیم ولی وجود ندارد. ما بر آنچه وجود ندارد میتوانیم اسم بگذاریم مثل خود عدم. یا خدا را به یگانگی یاد میکنیم. آیا مثلا خدای دیگری هم وجود دارد؟
استدلال تنبهیت خیلی کارساز نیست و من اون کار ابن سینا که بگیریم طرف رو بزنیم رو بیشتر پسندیدم! اینجوری واقعا متنبه میشه! :دی
۱۹ مهر ۹۲ ، ۲۱:۱۵ محمد حسین متالهی اردکانی
سلام

تنبیه خیلی جالب نبود . ذهن مراتب دارد و اینکه ذهن اشتباها مرز بین دو مرتبه ی خود را مرز بین خودش و بیرون خودش تصور کند ممکن است و اشکالی ندارد

نقد حسین را هم قبول ندارم . یعنی حرف شما را خوب نفهمید.

کلمه ی استدلال تنبیهی خیلی جالب نیست. تنبیه است . یک فرد قوی از لحاظ فکری می تواند دور را در همه تنبیه ها نشان دهد. یعنی شما در قالب و شکل استدلالی داری یک حرف غیر قابل اثبات را می زنی . در چنین شرایطی فرد میتونه ایراد استدلال رو پیدا کنه و قبل نکنه نتیجه رو

و در ضمن چرا قبول وجود خارجی برای ورود به فلسفه لازم است؟
فیلسوف ایده آلیست آیا پارادوکس است؟

مطمئن نیستم
سلام
سوال آخر من تو این بحث را که در نظر پست پیشین آوردم اگر بتوانید جواب بدید این مباحث حل میشه ولی " نمیتوانید " جواب بدهید
زیرا فلسفه قدرت جواب دادن به اینها را ندارد. فلسفه بنیانا ناقص است
راستی در مورد استدلال اینکه بدیهی نیاز به اثبات ندارد آیا مطمئن هستید؟
آیا هر جا در فلسفه به تعریفی میخوریم که فلسفه عاجز به جواب دادن آن است به آن بدیهی نمیگوید؟؟
باز هم میگم فلسفه قدرت جواب دادن به تعریفی از من را بصورت دقیق و جامع اصلا دارا نیست
حتی لفظ ذهن هم آیا چگونه وارد مباحث ما شده؟
اینجاها که میرسه میفهمم دکتر عباسی و فرهنگستان چقدر قشنگ دارند کار میکنم
خواهش میکنم از دوستان یه جریان شناسی فلسفی معاصر را بخوانند.
اصلا یه سوال دیگه که فایده بیشتر از وجود ذهنی و عینی داشته باشه:
آیا ما "علم دینی" داریم؟
انشالله اگر عمری باقی باشه تو وبلاگم میارم بحثو.
یا حق
۲۷ مهر ۹۲ ، ۱۹:۲۳ محمد حسین متالهی اردکانی
سلام

سید بیخیال قضیه شدی؟
پاسخ:
سلام
فعلا دارم درگیر امتحانات و این‌چیزها می‌شم.
سعی می‌کنم بعد از امتحانات دوباره به قضیه بپردازم
ولی قول نمی‌دم.

التماس دعا
۳۰ دی ۹۳ ، ۱۱:۲۴ نیما صدیقی
این بحث ها  که شما میکنید بیهودس
کسی که به عالم خارج از ذهن شک میکنه مشکلش اینه که دیگه از یکنواختی و نظر صرف به عالم ماده خسته شده و دنبال راهیه که از این حالت دربیاد البته راه را اشتباه گرفته و وسوسه های شیطان هم که دست بردار نیست ،اما با یادگیری علم معرفت النفس و جستجو و کشف در نفس خودش و علم حضوری هم مشکلش حل میشه و هم دیدش نسبت به خودش و عالم واقعی میشه و افقی تازه به روش باز میشه و از پوچی رها میشه

 

پاسخ:
سلام نیماجان،
هدف صرفاً طرح یک بحث فکری بود و به این معنا نیست که ما در چیزی شک کردیم، یا داریم در این مطلب دیدگاه خودمان را طرح و از آن دفاع می‌کنیم.
از آن‌جا که به نظر من، کسی که راجع به مسائل عمیق براش سؤال ایجاد نشده باشه هیچ‌وقت دنبال معرف نفس و علم حضوری و خیلی چیزهای دیگه‌ای که می‌تونه بهش عمق ببخشه نمی‌ره، طرح این سوال یک شروعه، نه یک پایان. ما تنها یک سؤال طرح کردیم، نه یک پاسخ.
ضمن این‌که خیلی وقته از نوشتن اون‌ مطلب می‌گذره، من دقیقاً یادم نیست بحث چه‌جوری پیگیری می‌شد، که دقیقاً در موردش حرف بزنم؛
و البته نکته‌ای که شما فرمودید ارزش‌مند و قابل تأمل است،
از این‌که این نوشته‌ را لایق نظرات خوبت دونستی، از شما بسیار ممنونم.
سلام
عجب....

چی شد پس؟

رفته بودین امتحان بدین، دو سال پیش هنوز بر نگشتید؟؟؟؟؟

دوستانی که دنبال یک نفر می گردن که ایده آلیست باشه می تونن رو من حساب کنن :)

این آدرس ها هم مطالبی است که من در انجمن فلسفه سایت هم میهن زدم و اگه اونجا شرکت کنید خوشحال می شم.

یا علی.

http://forum.hammihan.com/thread168772.html

http://forum.hammihan.com/thread113179.html

http://forum.hammihan.com/thread168328.html


باسلام دوست عزیز چرا این بحث را ادامه ندادید؟!

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">