زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

هنرچند

شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۴۹ ب.ظ

شعرهای پارسی زیباترین اشعار دنیا هستند. عَروض فارسی حداقل برای منِ فارسی زبان از عروض عربی هم ساخت‌یافته‌تر به نظر می‌رسد. خوبان پارسی‌گو بخشندگان عمرند، به قول حافظ. ارزش شعر فارسی را نمی‌شود در سه خط وصف کرد، پس ازش می‌گذرم.

در این مرز و بوم و خصوصاً زیر سایه‌ی اسلام هنرهای دیگری نیز پرورش یافته که ارزش و قیمت زیادی دارد و البته امروز قدر بسیاری از آن‌ها، آن‌چنان که شاید و باید دانسته نمی‌شود.

اصلاً از خود شما می‌پرسم. شما برای یک تابلو‌ی نستعلیق فارسی با شعر حافظ یا فردوسی چه‌ قدر و شأن و منزلتی قائلید؟ به نظر شما، آیا اصلاً اهمیتی دارد که مثلاً بر خوشنویسی بومی ایرانی-اسلامی ما ارجی نهاده شود، یا هر حفظ و حراستی برای آن را اسراف می‌دانید و هر صرف هزینه‌ای را دور ریختن منابع؟

 

مهدی -هم‌اتاقی من- خط ثلث را بسیار زیبا می‌نویسد. چند روز پیش برای اتاق یک جعبه دستمال کاغذی خریدیم که طرح روی آن سیاه‌مشق نستعلیق بود. یک‌بار دیدم مهدی جعبه را در دستش گرفته‌ و با دقت به آن نگاه می‌کند. دقیقه‌ای گذشت که سرش را بالا آورد و گفت: انصافاً چه خط زیبایی اختراع کرده‌اند این ایرانی‌ها، چه‌طور توانستند چنین چیزی بیافرینند...؟!

 

نستعلیق خط ارزش‌مندی است. به آن می‌گویند عروس خط‌ها. یک خوشنویس مشهور می‌گفت خط خوش از نعمات ارزشمند خداست که به هرکسی داده نمی‌شود. یک بار که رفته‌بودم فرهنگ‌سرای خاوران،‌ سری هم به یک کارگاه کوچک خوشنویسی زدم. با استاد هم‌کلام شدم. در میانه‌ی حرف‌هایش می‌گفت: خوشنویسی هنر چهل‌ساله‌است. یعنی باید چهل‌سال تمرین کنی تا استاد شوی.

 

امروزه می‌توانید نستعلیق را با رایانه حروفچینی کنید. ترکیبی که رایانه می‌زند،‌ به مقدار قابل توجهی مسخره و مزخرف است. اگر ترکیب‌بندی نستعلیق را خوب بلد باشید، می‌توانید با کمک نرم‌افزارهای مناسب، خودتان اصلاحاتی انجام دهید و ترکیب نسبتاً‌ خوبی از آب درآورید. بنابراین نیازی ندارد بروید سراغ یک خوشنویس تا برایتان یک عنوان را با خط خوب بنویسد. اگرچه تفاوت آشکار خط رایانه‌ای و خط دست‌نویس را اهلش به خوبی تشخیص می‌دهند.

 

ترکیب‌بندی خط ثلث از نستعلیق دشوارتر است. کتیبه‌های مساجد و حسینیه‌ها را -متأسفانه- فقط با خط ثلث می‌نویسند. مهدی می‌گفت شایسته آن است که در ایران در کتیبه‌ها و کاشی‌کاری‌ها از نستعلیق نفیس ایرانی‌ هم استفاده شود. مهدی از یک استاد خوشنویس نقل می‌کرد که «خیلی حیف است در ایران امیرخانی1 را داشته‌باشیم و حتی یک مورد هم کتیبه به خط او نباشد.» برای خوشنویسی ثلثی که قرار است بعداً روی کاشی کار شود و در کتبیه نصب گردد،‌ به یک استاد ثلث‌نویس حرفه‌ای به ازای هر متر کتبیه حدود دویست - سیصد هزارتومان می‌دهند. بنابراین اگر یک خوشنویس ثلث بتواند کار خیره‌کننده‌ای ارائه دهد، هم یادگار خوبی از خودش در اماکن متبرکه و مساجد به جا می‌گذارد و هم حق‌الزحمه‌ قابل اعتنایی می‌گیرد.

 

نستعلیق، اما ماجرایش فرق دارد. شاید زمانی مردم کوچه و بازار هم خط نستعلیق میرخانی و امیرخانی را می‌شناختند و می‌ستودند. اما امروز مردم همان نستعلیق مفتضحی را که وُرد2 حروفچینی می‌کند می‌پسندند و اتفاقاً خوشحال هم می‌شوند که به‌به، متنشان نستعلیق نوشته شده است! من هرگز مخالف فناوری‌های جدید و گشوده‌شدن عرصه‌های نو در هنرها نیستم. لابد خوشنویسی باید خودش را با این اوضاع وفق دهد. اما نستعلیقِ وُرد به اندازه‌ی کافی غیرهنرمندانه و نارضایت‌بخش هست که مخاطب خوش‌ذوق اصلاً آن را نپذیرد. نستعلیق وُردی هرگز نمی‌تواند حتی جایگزینی برای یک کتابت سطح متوسط دست‌نویس باشد. برای همین، گزاف نیست اگر رواج این رویه‌‌ی تازه را خطری جدی بر سر راه پیشرفت هنر بومی خوشنویسی بدانیم. از این گذشته، چنان‌که می‌بینیم در طرح‌های گرافیکی ظلمی نیست که بر ترکیب‌های زیبای اصیل خوشنویسی روا داشته‌نشود. اگر این بدعت‌ها راهی برای پیشرفت خوشنویسی بگشاید گله‌ای نیست، اما به نظر می‌رسد گرافیست ناآشنا با خوشنویسی، ناتوانی‌ خودش را لابه‌لای رنگ و لعاب طرح گرافیکی‌اش می‌پوشاند و ترکیب نامناسب خوشنویسی را برای مخاطبش قابل قبول جلوه می‌دهد، اما از آن‌سو به مرور، ذائقه‌ی‌ ایرانیِ خط‌ آشنا و دوستدار آثار خوشنویسی را تنزل می‌دهد.

 

با رفیقم در یکی از پیاده‌روهای بالای تهران قدم می‌زدیم. کنار خیابان مردی نشسته‌بود و روی کاغذهای گلاسه‌ی ابر و باد با خط نستعلیق خوبی اشعار زیبای پارسی را خطاطی می‌کرد. کنار خودش تعداد زیادی از تابلوهای تازه‌نوشته‌اش را چیده‌بود. ایستادیم و نگاه کردیم.  قدر مسلم، آن‌قدر زیبا می‌نوشت که به ضرس قاطع بگویی پیاده‌رو جایش نیست! قیمت یکی از لوح‌هایی را که نوشته‌بود ازش پرسیدیم. ده‌هزارتومان می‌فروخت.  شعرهای حافظ و سعدی و فردوسی و دیگران، با خط زیبای نستعلیق فارسی، جایشان کنار خیابان بود، و ارزش هر کدام حدود ده هزار تومان. مردم ولی وقت و حوصله و اعصاب نداشتند تا این چیزها به چشمشان بیاید، تا بایستند و از زیبایی رقص قلم خوشنویس لذت ببرند. به نظر شما اگر این آدم کنار خیابانی در اروپا می‌نشست، چه اتفاقی می‌افتاد؟


1- غلامحسین امیرخانی، استاد بزرگ نستعلیق ایران که در قید حیات است. +

2- Microsoft Office® Word

نظرها  (۱۶)

جانا سخن از زبان ما می گویی...
همین مساله ای را که شما عرض کردیث من درمورد قالی بافی به چشم خودم دیده ام.حدود 60سال پیش کسی در اردکان قالی نمی بافت.حدود50سال پیش این هنر بین مردم جا گرفت.هنر خوبی بود.بی استرس و نسبتا ساده بود.حقوق نسبتا خوبی هم داشت.حداقل از پارچه بافی بهتر بود.تا جایی که خیلی از زنها(احتمالا خیلی بیشتر از نصف)در خانه دار قالی داشتند.ولی این روزها می بینیم که این هنر به گوشه ای رفته.عده ی کمی به آن اهمیت می دهند.پول اصلی به جیب دلال ها می رود.مردم از راه های غیر هنر پول بیشتری در می آورند.مردم این قرن بی حوصله شده اند.حوصله ی یک سال یک قالی را بافتن ندارند.خیلی ها به کلاس کارشان بر می خورد هنرمند باشند.ترجیح می دهند ماشینی باشند.
مادر من هنوز هم قالی می بافد.بقول خودش قالی همدمش است.هنر هم هست.لذت می برد.خواهرم هم ماشینی زندگی می کند.حقوقش خیلی بیشتر است.ولی به آرامش مادرم حسودیش می شود.وقتی برنامه نباشد همین می شود.آدم ها درس می خوانند که قالی باف و شر باف نشوند و بعد آرزو می کنند کاش قالی باف بودند.اینست فرق هنر و ماشین.نفس آدم را ماشینی می کند و هنر به انسان تعالی می بخشد.اینکه یک مادر صبح زود بلند شود و هنر بیافریند.غذایش را هم بپزد.کسب درامد هم بکند.بچه اش هم بنشیند کنارش ببافد و باهم حرف بزند...
ببخشید طولانی شد. ..
پاسخ:
سلام
دغدغه‌تان ستودنی است.
حرف‌های خوبی زدید، استفاده کردم.
ممنون

سلام علیک 
بله به جایگاه هنر توجه چندانی نداریم چه خوش گفت شهید آوینی عزیز:
هنر آنست که بمیری قبل از آنکه بمیرانندت.
هنر اصلی اینست که اصلا توجهی نمی شود

پاسخ:
علیک سلام
بله، البته این هنری که شما به آن اشاره فرمودید، در یک فضای بحث‌ دیگری است. حرفتان درست است، اما در این فضا مطرح نمی‌شود. متوجهید که؟
به هرحال نکته‌ی خوبی فرمودید. سپاسگزارم.

سلام

احسنت بر شما خوب زدی وسط هدف. 

هنر وادبیات چه بدانند و بدانیم و چه ندانند و ندانیم، عین پیکار است و هنر مگر چیست، جز تجلی حیات هنرمند و حضور او در جهان.

(سیّد شهیدان اهل قلم آسید مرتضی آوینی)

پاسخ:
سلام
سپاسگزارم

خوبه اشاره کنم که مثلا این جمله‌ای که نقل کردید، با جمله‌ی که «دلسوخته‌»‌ی عزیز در نظر قبلی اشاره کردند، هر دو از شهید آوینی است و هر دو نکات مثبت و ارزشمندی دارد. اما این جمله در فضای بحث هست، ولی آن جمله در فضای بحث نیست.
در واقع چون جمله‌ی شما به من کمک می‌کرد تا مقصود خودم را برای «دلسوخته»‌ی محترم روشن‌تر کنم، به آن اشاره کردم.

در هر حال از شما و دلسوخته و همه‌ی همراهان عزیزم سپاسگزارم.
۱۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۲۷ امیر یوسفی مقدم
بسم الله..
و سلام....
افرین آقا سید ... خوب جایی دست گذاشتی..
هنر ....
کاملا موافقم با شما...
یاعلی
پاسخ:
و علیک السلام...
سپاس امیرجان...
ان‌شاءالله هنر متعالی با دستان شما و ما و همسنگران دیگر، روز به روز تجلی بیش‌تری بیابد.
یا علی مدد
با سلام و احترام و ادب.
الغرض اینکه مدتی است درگیر انتخاب عنوان پایان نامه کارشناسی ارشدم هستم. به ذهنم رسید که از دوستان خوبم در اینترنت هم مشورتی بگیرم که از جمع نظرات شون استفاده کنم.
با توجه به رشته تحصیلی ام (شیعه شناسی) تصمیم دارم در حیطه ادعیه شیعی و با محوریت دعای عرفه کار کنم. لذا استدعا دارم اگر تا به حال درباره این دعا سوالی ذهن شما رو مشغول کرده یا حین خوندن این دعای مبارک به موضوعی برخوردید یا به طور کلی هر مسئله مرتبط با این دعا به ذهن شما خطور کرد، بنده رو هم در جریان قرار بدید. روشنه که شاید برای شما موضوع کوچیکی باشه اما برای من چراغ راهه. :)
از پاسخ هاتون خالصانه و خاضعانه تشکر می کنم.
یاعلی.
bokhary.blog.ir
bohary.blog.ir@gmail.com
پاسخ:
سلام علیکم.
خوشحالم که یک بار دیگر ردپایی از حضور ارزشمند شما را می‌بینم.
چشم، ان‌شاءالله فکر می‌کنم و اگر چیز خوبی به ذهنم رسید خدمتتان عرض می‌کنم.
یا علی مدد
شما آخر قالب هستید جناب :)
احسنت به این سلیقه.(چه به آقایون نیاد انقد رنگا رو خوب بشناسن خخخخ شوخی می کنم. واقعا احسنت.)
پاسخ:
ممنونم، شما لطف دارید.
یکی دو روزی به رنگ‌هاش و هدرش و طولش و عرضش و این‌ورش و آن‌ورش ور رفتم تا آخرش نسبتاً به دلم نشست.
خوشحالم که به دل شما هم نشسته.

[بار دیگر از فرصت معنوی اعتکاف که در آن زمان یافتم به قالب وبلاگم فکر کنم و دستی بر سر و روش بکشم تشکر می‌کنم!]
چه عوض شده اینجا...
پاسخ:
سلام
خیلی خوش آمدید. چه عجب!
بله، همه‌چیز در حال دگرگونی و تغییر است!
حالا به نظر شما بهتر شده که عوض شده یا عوض نمی‌شد بهتر بود؟
سلام
مطلب قابل ستایشی بود...
دوست فرهیخته من!
با شعر جدیدم(نام تو برده و از نام خودم سیر شوم)به روزم...
با احتران دعوتید.
دردفروشی
painstore.blog.ir

پاسخ:
سلام
سپاسگزارم
سر می‌زنم حتما.
عنوان رو عالی انتخاب کردی
مرحبا یا مرحبا
پاسخ:
سلام سیدجان
ممنونم
۱۸ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۲۷ حسین بوذرجمهری
سلام
قالب نو مبارک
پاسخ:
سلام حسین‌جان
ممنون
۱۹ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۰۳ حسین بوذرجمهری
راستی.
یک کار کن. من دقیقا این چیزهایی رو که گفتی متوجه نشدم. احتمالا خیلیها هم مثل من میتونن باشن حتی کسایی که نظر گذاشتن و تعریف و تمجید کردن. اگر که یک طراحی گرافیکی که مشکلات خطاطی داره و این مشکلات رو با رنگ و لعاب پوشانده بگذاری و توضیح بدی که مثلا اینجاش اشتباهه و اینجوری درسته خیلی خوب میشه.
چون احساس میکنم که ذائقه من هم تغییر کرده و به همین طرحهای گرافیکی که عنوان کردی عادت کردم.
ممنون میشم یک توضیح عینی و مصداقی بدی.
قربانت
یاعلی
پاسخ:
پیشنهاد واقعاً خیلی خوبی است.
حتماً بهش فکر می‌کنم و تلاش می‌کنم که به یاری خدا بعد از امتحانات اجراش کنم.
اهالی خوشنویسی حرف مرا خوب می‌فهمند، اما به قول شما لازمه برای تفهیم بیش‌تر مقصودم نمونه و مثال بیارم.
حتما ان‌شاءالله.
یاعلی
حرف دل منو زدین
منم عااااااااااشق خوشنویسی ام
هم نستعلیق هم نسخ
به نظرم بی نهایت آرامش بخش هستن
هرچند هیچ وقت فرصت نکردم حرفه ای یادش بگیرم :(


پاسخ:
ان‌شاءالله بتونید یاد بگیرید و ازش لذت ببرید!
شما که خوشنویسی را دوست دارید، پیشنهاد می‌کنم مواظب باشید که خودتان و اطرافیانتان ناخواسته خوشنویسی را ماشینی نکنند.
من فکر می‌کنم هنرمند چیزی از دلش را در اثرش قرار می‌دهد. خوشنویسی هم همین است. کامپیوتر نمی‌تواند برای خط خوشنویسی شما روح بیافریند.
سلام
خوشحال می شم وقتی عمق را می بینم دیگه خسته شدم از این همه سطح...
پاسخ:
سلام.
خوشحالم که افرادی عمیقی مثل شما نوشته‌هایم را می‌خوانند.

آخه چاه‌های نفت خیلی عمیقند!
(شوخی کردم، ناراحت نشدید که؟!)

ضمناً لینکتان کار نمی‌کند، و من نمی‌توانم شما را بیش‌تر بشناسم...
نه، خودم یه وقتایی می نویسم... برای دل خودم... چند تا کتاب آموزشی دارم... می دونم که نوشته هام ایراد زیاد داره، ولی برای آرامش خودم می نویسیم وقتایی که وقت داشته باشم...
کاملا می فهمم که هنر رو نباید کامپیوتری ش کرد... و واقعا برای هنر اصیل ارزش قائلم...

پاسخ:
ان‌شاءالله که موفق باشید.
خوشحالم که شما دغدغه‌ی مرا خوب می‌فهمید.
حالا خودتون چی؟
اهل خطاطی هستین؟ :)

اگه آره، چه قلمی کار می کنین؟

پاسخ:
سلام
بله من از بچگی به خوشنویسی علاقه‌ی زیادی داشتم و راستش خط هم خوب بود. دروغ چرا؟!
در دوره‌ی راهنمایی در کلاس‌های نستعلیق انجمن خوشنویسان ایران شرکت می‌کردم، ولی بعدش متأسفانه رها کردم.
شکسته‌ نستعلیق و خط جدید معلی هم خودم برای خودم کار می‌کردم و می‌کنم. ولی نه خیلی حرفه‌ای، بیش‌تر تفریحی می‌زنم!
به خط ثلث هم علاقه‌مندم و کمی بلدم. دوست دارم به واسطه‌ی آقا مهدی هم اتاقیم بیش‌تر یادبگیرم.

اما این‌جا سؤالات اساسی‌ای برایم وجود دارد. این‌که خوشنویسی چه‌قدر ارزش‌ دارد که برای آن وقت خاص بگذاریم؟ آیا واقعا من وظیفه دارم برای آن عمر صرف کنم در حالی هنرمندان عزیزی هستند که برای زنده‌نگه‌داشتن این هنرها زحمت می‌کشند، با این‌حال آیا اگر صرفاً در حد یک تفریح سالم و خلاقانه به آن بپردازم کافی نیست؟
به هرحال فکر می‌کنم خیلی هم جالب نیست که همه‌ی عمرمان را فقط صرف علایقمان کنیم...

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">