زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

هزینه

چهارشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۳، ۰۴:۳۳ ب.ظ

- من می‌دونستم آخرش این‌جوری میشه.

- واقعاً؟

- آره، واقعاً.

- خب پس چرا هم‌چین کاری کردی که این‌جوری بشه؟

- چون امیدوار بودم که این‌جوری نشه.

- وا! یعنی‌چی؟ هم می‌دونستی میشه، هم امیدوار بودی که نشه؟

- بله، امید در هر شرایطی می‌تونه ته دلت وجود داشته‌باشه، من به احترام «امید» به آن‌چه می‌دونستم عمل نکردم.

- اوه! و این یعنی حماقت!

- این نظر شماست، ولی من می‌گم امیدوار بودن هزینه داره، و امید این‌قدر با شکوه هست که به هزینه‌ش بیرزه.


+ متأسفم که این‌روزها واژه‌ی ارزش‌مند «امید» به خاطر استفاده‌ی ابزاری عده‌ای در حقش اجحاف شده...

نظرها  (۷)

۲۵ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۶ مرد کوچک
امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد....
شاید کش دادن امید، به پردهای صوتی گوشام بفهماند که نباید فراموشش کرد..
امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد...
ای عشق دستش را یگیر کم آورده...
طاقت بیار....
پاسخ:
سلام مرد بزرگ!
شناختمت!
روشن کردی زلال ما را،
خیر مقدم!
سلام
امید به چی؟
روی این باید فکر کرد.
آیا امید به هر چیزی صحیح میباشد؟
به قول فقها و اصولیون بستگی دارد متعلق امید چه چیزی باشد...
پاسخ:
سلام
لابد باید فکر کرد!
حالا به نظر شما امید به چه‌چیزی بده، به چه‌چیزی خوبه؟
و أنت ماذا یتعلق به رجائک عادة فقیهنا؟!
۲۷ دی ۹۳ ، ۲۱:۴۷ برف دونه
واقعا شما آقایون هم تو حرف زدن هاتون از صوت "وا" استفاده می کنین؟؟؟؟!!!
خیلی برام جالب بود

پاسخ:
سلام
نه، آقایون بسیار به ندرت از «وا» استفاده می‌کنند! اون موارد نادر هم غالباً در راستای ادای خانم‌ها را درآوردنه!
اما شما چی شد که فکر کردید این گفت‌وگو الزاماً بین دو مرد اتفاق افتاده، یا لااقل کسی که گفته «وا» یه مرده؟
یعنی واقعاً چرا این دیالوگ نمی‌تونه دیالوگ دو تا خانم یا یک زن و شوهر باشه؟!
امید خوبه
مخصوصا امیدی که درباره قبولی در امتحانات پایان ترم باشه
البته به شرطی که درسو بلد باشی.
پاسخ:
بله همین‌طوره،
ولی من غالباً برای قبولی در امتحانات پایان‌ترم «امید» ندارم، بلکه «اطمینان» دارم!
چیزی که برایش امیدوارم «بیست‌گرفتن» است، نه قبولی!
[شکلک با عینک دودی!]
امید به همه چی از جمله خود و غیرخود خوب نیست.
در واقع حکم عامیه که تنها یک مورد به صورت تخصیص و یا شاید تخصص یا ورود و یا حکومت ازش خارج شده اند...
شاید
پاسخ:
اوووه!
سپاس‌گزارم حاج‌آقا!
۲۸ دی ۹۳ ، ۱۶:۳۷ برف دونه
آها
ممنون
خیالم راحت شد... داشتم نگران می شدم واقعا در مورد آقایون!!

آها خب من آخه فک می کردم این بخش جدید وبلاگتون قراره بخش هایی از مکالمه های خودتون با دوستان و اینا باشه
نمی دونم... اینجوری حس کردم خب...
پاسخ:
خواهش می‌کنم!
نه، این‌ مکالمه‌ها معمولاً خیالی هستند و در واقع اتفاق نیفتاده‌اند،
اگرچه ممکنه در آینده‌ بخشی از مکالمات خودمون رو هم بنویسم...
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۵۱ فاطمه السادات
کلا تو این وبلاگ همه یه جور دیگه حرف میزنن!!! البته غیر از برف دونه عزیزم! 
منم اعتقاد دارم امید فقط وقتی ارزشمنده که به اصل و منشا خودش وصل باشه یعنی امید به خدا و ائمه اطهار!
پاسخ:
بله، موافقم.
پشتوانه‌ی امید، عیار ارزش اون رو مشخص می‌کنه.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">