زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...


اگر مطلبی را از این‌جا -یا از هرجای دیگر- نقل می‌کنید، منصف باشید و منبعش را هم ذکر کنید. دمتان گرم :)

آن‌چه گذشت
تازه‌ترین نظرها

دور باطل

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۹ ق.ظ

دختر جوان به حرف‌های همسرش گوش نمی‌داد، و لابد همه به او حق می‌دادند؛ چون که همسرش در حق او به قدر کافی محبت نمی‌کرد.

پسر جوان در حق همسرش به قدر کافی محبت نمی‌کرد، و لابد همه به او حق می‌دادند؛ چون که همسرش به حرف‌های او گوش نمی‌داد.

 

این دور باطل ادامه پیدا کرد؛ و پس از اندکی، خط قرمز بطلان کشید بر خوشبختیِ نهان‌شده پشت فداکاری‌هایی که زیر دست و پای غرور و خودخواهیِ ناشی از بی‌عقلی جان‌باخته بودند.

و تمام.

نظرها  (۸)

سلام
نمی توانم مرد داستان را تصور کنم اما بزرگترین کاری که زن میتوانست انجام دهد این بود که حالا حالا ها صبر کند و تا دیگر "دختر جوان" نباشد و آنقدر به همسرش احترام بگذارد تا بعد از مدتی ثمره اش را بچشد.
به نظر من مهم ترین آفت زندگی ها اینست که صبری وجود ندارد. حوصله نداندن برای همسرشان وقت بگذارند تا کم کم او را به راه درست بکشانند. و وقتی به این نقطه می رسند بهترین راه را قطع این رابطه می دانند. باورشان نمی شود که زندگی مجردی تمام شد و حالا قرار است سالهای سال متاهل باشند. و قرار است این "پسر جوان" روزی پیرمرد بازنشسته ی خانه باشد و تا آن روزها هزار بار ورق بر می گردد.
و البته در ازدواج و خواستگاری هم همین طور ایده آل گرایانه جلو می روند
و خدا نکند آدمیزاد به چیزی راضی بشود که می توانست بهتر از آن را داشته باشد.

ربنا افرغ علینا صبرا...
پاسخ:
سلام

ممنونم از حضور ارزشمندتون و نظر خوبتون.

وقتی محبت عاشقانه‌ی مرد به همسرش، تبعیت او را در پی دارد؛ و تبعیت زن از شوهرش، محبت او را؛ جا دارد که یکی از این دو نفر قدم پیش بگذارد و ورق را برگرداند.

شما که تجربه زندگی مشترک دارید، درست و نادرست حرف من رو قضاوت کنید.
خیلی عالی بود
چقدر دوست دارم متن های کوتاه و اموزنده را...
پاسخ:
ممنونم از لطف شما
۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۸:۱۱ ...:: بخاری ::...
آره واقعا. همینطور هست.
اما کاش اون «همه» ک حق دادند، قرآن می خوندند که «ریش سفیدی» کنند.
پاسخ:
بله.
«همه» که زیاد حرف‌های بیخود می‌زنند.

اما پسرجوان باید از اول مراقب دل همسرش می‌بود. و دختر جوان هم از اول مراقب اقتدار مردانه‌ی شوهرش در این خانواده‌ی تازه.
خیلی عالی رفیق
خیلی خوب و درست و به جا
احسنت
پاسخ:
متشکرم
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۹:۰۶ دانشجوی کلاس اول دبستان
سلام

و امان از اطرافیان و مشاورین جاهل ...
پاسخ:
سلام

به نظرم کسی که مشاور جاهل را از عاقل تشخیص نمی‌ده، بهتره فعلا ازدواج نکنه.
سلام

جالب بود

و اما تحلیل بنده:

امکان نداره یه دختر از اول که وارد زندگی مشترک میشه، حرف گوش نکن و خودسر باشه نسبت به همسر و امکان نداره یه پسر از همون اول که وارد زندگی مشترک میشه، سرد و بی محبت باشه

مگه اینکه حالت فطری و نرمال شونو از دست داده باشن ینی تربیت دختره طوری بوده باشه که مرد بار اومده باشه از بچگی و پسره از بچگی تو خونه ای بزرگ شده باشه که همیشه به زن به چشم تحقیر نگاه می شده و البته یه پارامتر دیگه هم به طور استثنا وجود داره و اونم این که شیوه ی ازدواجشون غلط بوده باشه، مثلا همو نمی خواستن و به اجبار ازدواج کردن که خب موضوع بحث ما نیس

وگرنه مرد طبیعتاً و فطرتاً نسبت به زن رئوفه و زن طبیعتاً و فطرتاً مطیعه نسبت به مرد
(اثبات حرفم اینه که خدا تکلیفی بهمون نمیده که تو فطرتمون نباشه)

بنابراین اگه چنین دور باطلی در زندگی کسی دیدیم، قطعا از ابتدا نبوده... باید دید نقطه ی شروعش چی بوده... من احتمال 99 درصد میدم که نقطه ی شروع این دور باطل، یک عدد سوء تفاهم بوده... ولی مشکل اصلی اون سوء تفاهمه نیس، بلکه مشکل اصلی اینه که راه حلش رو بلد نبودن... مثلا یکی از کارامدترین راه حل ها صحبت کردن برای رفع اون سوءتفاهم بود که ریشه ش همونجا خشکونده بشه... زوج قصه ی شما این روش رو متاسفانه بلد نبودن احتمالا که درگیر این دور باطل شدن...



پاسخ:
سلام

بله. نکات خیلی خوبی فرمودید.
من فقط می‌خوام به سوء تفاهم -که شما اشاره کردید- مورد دیگری را هم اضافه کنم: توقعات بی‌جا. توقعات زیادی و بی‌جای زن و مرد از هم‌دیگه.

بسیار ممنون از حضور مفید و ارزشمندتون.
توقع بیجا و زیادی خودش یه نوع سوءتفاهمه!
ینی بدفهمیدن وظایف طرف مقابل و حقوق خودمون! :)
پاسخ:
بله، این‌جوری هم میشه گفت. :)

و چه‌قدر تلخه که در روابط انسانی، هر کاری بکنی، باز هم نمیشه کاملاً جلوی سوء‌تفاهم‌ها را گرفت.
ولی، به قول شما، باید با گفت‌وگو و واکنش منطقی حلش کرد...
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۱ هانیه شالباف
درصد زیادی از جدایی ها,  چه بین فرزند و والدین و چه بین زن و شوهر بخاطر همین موضوع ...متاسفانه
پاسخ:
متأسفانه.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">