زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

نمی‌دانم چرا...!

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۶:۲۹ ب.ظ

حالا نه این‌که خیلی مهم باشد، ولی همین‌طوری نمی‌دانم چرا بعضی از دوستان حیفشان می‌آید پای مطالب نظر بگذارند!!

شاید وقت ندارند یا حوصله ندارند یا کار دارند یا برایشان اهمیتی ندارد یا برایشان اهمیت دارد ولی فعلا اهمیت نمی‌دهند یا این اراجیف اصلا ارزش نظردادن ندارد یا این اراجیف ارزش نظر دادن دارد ولی ارزش این که آن‌ها درباره‌اش نظر بدهند ندارد یا اصلا همین که آمده‌اند نگاه کرده‌آند باید کلاهم را بیاندازم آسمان هفتم، بلکه هشتم و حتی‌تر بلکه بالاتر، وگرنه آن‌ها اوقاتشان را با چنین سیاه‌نوشته‌هایی تلف نمی‌کنند و یا شایدهای دیگر.

خلاصه نه این‌که خیلی مهم باشد، ولی همین‌طوری نمی‌دانم چرا...!

شاید...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۱/۰۹/۰۸
سید طه

نظرها  (۱۰)

سید جان تمام مطالبتو خوندم برای بعضی نظر گذاشتم 

اما این جمله رو متدکر شدم که کل شیءتجاوز عن حده ینقلب الی ضده 

فما استمررت الکتابه(دیگه از نوشتن دست کشیدم)

ناراحت نظر ندادن سایر دوستانم نباش بنویس و بگو بسم الله مجراها و مرساها

پاسخ:

سلام محمدعلی جان!

وقت گذاشتی و زحمت کشیدی و خوشحالم کردی.

چشم.

به قول یکی از رفقا ان‌شاءالله وب‌نوشتمان، عبادت‌گاهمان باشد.

۰۹ آذر ۹۱ ، ۱۴:۰۸ حاج آقاجان

خدا امدادگران را دوست دارد چه خوب بود انسان می توانست زود تصمیم می گرفت ودر نجات جان اضعف خلایق همتی می نمود البته هر چند که شاعر گفته است 

  مورچگان را چو فتد اتفاق        شیر ژیان را بدرنش پوست

ولی بزرگان گفته اند قوی پنجه باش تا ضایع نگردی

<< وفقک الله بنصره عبادالله >>

پاسخ:

سلام

خوش آمدید.

بسیار از حضورتان مسرور شدم.

البته حدس می‌زنم نظرتان مربوط به مطلب بعدی - با عنوان سنگک باشد- که یحتمل اشتباهی رخ داده و این‌جا نگاشته شده.

خوانندگان را به مطلب سنگک ارجاع می‌دهم:

سنگک

سلام بزرگوار

خدا قوت

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

فکر میکنم مهم انجام وظیفه باشد

 

شاید هم علت تمام موارد بالا باشد البته تا آنجا که اجتماع نقیضین نباشد 
هرجا هم شد اختیار باخودتون ....
خدا قوت
شاید هم نظرشان را مینویسن ولی چون پاسخی نمیبینند،از دوباره نوشتن برایتان منصرف میشوند
پاسخ:
من سعی می‌کنم عموما پاسخ دهم، ولی مثلا حالا به این نظر شما چه پاسخی بدهم؟
مثلا باید بگویم، بله شاید حق با شما باشد!
به هرحال ممنون که نظر دادید!
سلام
با نظر بالایی مخالفم
خوب آدم بعضی وقتها نظری ندارد
iهمانطور که در جواب همه نظرها، نظر نداری؛ آدم هم درباره همه مطالبت نظر ندارد!
آخه نظر دادن هم با خوش اومدن و بد اومدن آدم فرق داره
خلاصه آدم مجبوره که به نظر دادن دیگران اهمیت نده؛ نظر معبود فقط براش مهم باشه
همین
یاعلی
ولی من کاملا با نظر جناب حسین موافقم!!!
اول نظرم هم نوشتم:شاید!!
یه احتمال دیگه هم است
اونم ابنکه شاید اون ادمیکه نظر نمیزاره اصلا عادت به این کار نداره وتاحال نظر نذاشته یا فکر میکنه نظرش مهم نیست و....
شایدم بعد که نظرش ثبت شد میبینه  نمیذاره رو نمزاره نوشته .
درهر سخت نگیرید و موفق باشد.
یا علی
پاسخ:
یاعلی مدد
شایدم اینترنت ندارن:)
پاسخ:
آخه خیلی‌ها می‌خونن و نظر نمیدن :)

حالا البته این دغدغه هم مال اوایل وبلاگ‌نویسیه که بچه‌تر بودم..
الان دیگه می‌دونم که این هم توقع بی‌جاییه که هر کی می‌خونه نظر بده.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">