زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

مدرسه‌ی خوب

جمعه, ۸ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۵ ب.ظ

در کشور ما مدرسه‌ی خوب تقریباً همین یک تعریف را دارد: مدرسه‌ای که نمره‌ی دانش‌آموزان آن و یا قبولی کنکورش بیش‌ترین باشد! از خود مجموعه‌ی نظام آموزشی گرفته تا خانواده‌هایی که فقط از مدرسه می‌خواهند فرزندشان را بکند شاگرد اول درس‌خوان و رتبه‌ی تک‌رقمی، همه دست در دست هم به این تعریف سخیف دامن می‌زنند و -به نظر من از همین طریق- بسیاری از استعدادهای برتر را هم به فنا می‌دهند. محتوای آموزشی هم که اجباراً همه جا یکسان است و فقط بعضی در چپاندن نکات تستی از مباحث این کتاب‌ها در مغز بچه‌ها موفق‌ترند و بازارشان گرم‌تر است، وگرنه هیچ ایده‌ی برتر یاخلاقیت یا اصلاحی در محتواها نمی‌تواند راه پیدا کند، و اگر هم راه پیدا کند، به دلیل این‌که با نتیجه‌ی مطلوب در کنکور جور در نمی‌آید، مطلوب خانواده‌ها هم قرار نمی‌گیرد. غیر از این مورد هم که ملاک دیگری برای خوب بودن مدرسه -عرض کردم- وجود ندارد.

 

اما گویند که در برخی بلاد این‌طوری است که هر مدرسه‌ای برای خودش روش آموزشی خاص خودش را دارد، و حتی محتوای درسی و کتاب‌ها را هم خود مدرسه انتخاب یا تألیف می‌کند. هر مدرسه‌ای برای خودش تصمیم می‌گیرد که روی چه مباحثی بیش‌تر سرمایه‌گذاری کند و چه روش‌هایی را برای آموزش به کار گیرد، چه مهارت‌هایی را بیش‌تر آموزش دهد و از خیر چه چیزهای بگذرد. مثلاً هر مدرسه‌ای به انتخاب خودش یک یا دو زبان خارجی را برای آموزش انتخاب می‌کند و قاعده‌ی یکسانی برای همه وجود ندارد.

در این فضا مدرسه‌ی خوب برای فرزند شما می‌شود مدرسه‌ای که خروجی‌هایش آدم‌های هم‌‌منش با سبک تربیتی و فرهنگی مطلوب شما باشند. شاید شما به سطح علمی بیش‌تر اهمیت دهید و یا شاید شکوفایی استعدادهای دیگر برای شما اولویت داشته باشد. شاید برای شما قبولی در دانشگاه هیچ اهمیتی نداشته باشد، و یا شاید جهان‌بینی و نظام تربیتی‌ای که بچه‌ی شما در آن بار می‌آید برایتان خیلی مهم باشد. خب، در آن فضا مدرسه‌ی خوب را با توجه به ملاک‌های خاص خودتان پیدا می‌کنید، می‌بینید هر مدرسه‌ای به چه چیز خودش می‌نازد، و روی چه اصولی بیش‌تر تأکید می‌کند، و تلاش می‌کنید تا انتخابی داشته باشید که همه جانبه با روحیات فرزند شما و فرهنگ خانواده‌ی شما سازگار باشد.

 

اما خب، به نظر می‌رسد برای قضاوت هنوز زود باشد! به همین سادگی نمی‌توان یک شیوه را سراسر نادرست و شیوه‌ی دیگری را کاملاً بی‌عیب و مفید به حساب آوریم و به‌به و چه‌چه کنیم. به نظر شما فضای آموزشی و پرورشی به سبکی که در بند دوم به آن اشاره کردم، چه خوبی‌ها و بدی‌هایی می‌تواند داشته باشد؟ آیا حاصل آن برای جامعه‌ای که در نگاه شما خوب و متعالی و رو به رشد است، مطلوب خواهد بود یا آن هم آسیب‌های جدی‌ای خواهد داشت؟ اگر دانش و اطلاعات یا تخمین و پیش‌بینی‌ای در این‌باره دارید، بفرمایید. (نظرات دیگر دوستان را هم حتماً بخوانید و اگر درباره‌شان نکته‌ای داشتید، در نظر خودتان اشاره کنید.)

نظرها  (۱۰)

۰۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۲۳ حسین بوذرجمهری
یاد مدارس فلسفه‌ی یونان باستان افتادم.
به نظرم ملغمه‌ای از این دو خوب است. اقلیتی از چیزها ثابت، اکثریتی از آنها متغیر وابسته به محصل.
اما به نظر میرسد در این کشور فکر کردن به این حرفها باد هوا باشد... فقط پول مهم است
یکی از دوستان در یک کامنت خصوصی -انگار در گوش من- گفته که به نظرش بهترین راه مهاجرته.

من فعلا خودم اظهار نظری نمی‌کنم، ولی دیدگاه ایشون رو در این‌جا ثبت می‌کنم که اگر بقیه‌ی دوستان هم در این باره حرفی دارند بیان کنند.
۱۱ دی ۹۶ ، ۱۴:۳۷ فاطمه سروری
دو سوال مهم بعد از خوندن پست شما از خودم پرسیدم:
۱. مدرسه خوب ارتباطی با شرح وظایف خانواده پیدا میکنه یا نه
۲.مدرسه خوب ذیل مدیریت آموزش پرورش ضعیف ما قابل حصول هست یا نه
مدرسه خوب اگر بتونه به تنهایی بدون وجود خانواده وظایفش رو پیش ببره که سازمان بهزیستی در شرایطی که مدارسی برای بچه های بی سرپرست و بد سرپرست داره قطعا باید بهترین مدرسه ها رو داسته باشه!!! پس خانواده مهمه و دوشادوش سیستم آموزشی قدم برمیداره
اما سوال دوم؛ چندین مدرسه خوب میشناسم که دارن تحت مدیریت همین آموزش پرورش فعلی کار میکنن.تعدادشون قطعا زیاد نیست اما مدارس خوبی هستن که البته برای من قشر متوسط و ضعیف قابل دسترسی نیست چون سالیانه هزینه ای معادل قیمت یک پراید باید هزینه کنم تا فرزندم اونجا درس بخونه. خوب حالا برای من با درآمد اندک چاره چیه؟ اینکه کل سیستم آموزشی پیشرفت کنه تا من با قیمت پایین تر بتونم همون خدمات مدارس عالی رو در محله و شهرم و با بضاعت مالی اندکم داشته باشم.
اما سوال اصلی تر که بحث حول اون شکل میگیره این هست که مدرسه خوب شامل یا فاقد چه ویژگی هایی هست؟
به شکل کلی از نظر من مدرسه ای که همپای خانواده برای محصل تلاش کنه تا فرد به تعریف هویتی درباره خودش برسه مدرسه خوبی هست. جزئی تر بخوام بگم اینکه فرزند من در سطح محدود توانایی و قابلیتی رو در سال های ابتدایی آموزش ببینه( نه مثل بچه های امروزی که سرویس کردن کولر و چسباندن کاغذ دیواری و کارهای معمولی این چنینی رو بلد نیستن ) در چه حدی آموزش ببینه؟ اینکه والدین بچه زیر ۱۵ سال اگر مرحوم شدن بچه با مهارت های اولیه امکان ارتزاق داشته باشه. نه مثل نسل من که تازه بعد از دانشگاه متوجه شدیم دانشگاه و کار ربطی به هم پیدا نمیکنن.
خوب توقع بعدی من مادر از مدرسه این هست که به بچه کمک کنه خودش رو بشناسه. یه روانشناس خبره که در سالهای حوالی ده سالگی به بچه مهارت های زندگی سالم یاد میده که بچه ناظر درونی داشته باشه تا راه حل مسائلش رو در مصادیق مجرمانه نبینه و بتونه سالم زندگی کنه.
بتونه پیش از ۱۵ سالگی یه ورزش رو حرفه ای دنبال کنه برای اوقات فراغتش یه هنر رو دنبال کنه برای بخش انرژی بخش و آرامش بخش زندگی و در کل تفریحاتی داشته باشه که من مادر در ۱۸ سالگی با فرزندی مواجه نباشم که تفریح سالمش قلیون باشه!
تا قبل از ۱۵ سالگی دستش به خاک خورده باشه نه مثل شرایط فعلی که مادرها کار علوم و لوبیا کاشتن بچه ها رو انجام میدن . مدرسه و خونواده خوب به نظرم باید مطالبه گر و هدفمند و هدف ساز باشن تا محصول ارزشمندی داشته باشیم تا سن اعتیاد و سقط جنین و بزه از شرایط افتضاح فعلی عبور کنه نه مثل حالا که یه اپلیکیشن میتونه بچه ها رو از بحران هویت و هدف به کام مرگ بکشونه.
حالا در فقدان چنین مدرسه هایی وظیفه منِ والد سنگین تره چون بچه م رو باید از باشگاه به آموزشگاه از آموزشگاه به مطب روانشناس از اونجا به .... ببرم تا بچه در شرایط فعلی در این سیستم عقب افتاده محصول قابل دفاع و ارزشمندی بشه‌.
پاسخ:
سلام

نکات دقیق و خوب و قابل تأملی رو فرموده بودید. متشکرم.
۱۱ دی ۹۶ ، ۱۹:۵۵ حسین بوذرجمهری
سلام
درباره مهاجرت: فکر نمیکنم مهاجرت به خارج از کشور مناسب باشه. که بحث مفصلی می‌طلبه. اما مهاجرت به یک جای خوب و ساکت در خود ایران و داشتن یک زندگی آرام و خوب به نظرم بدتر نیست!
پاسخ:
سلام
نکته‌ی خوبی است. ممنون.

البته باید روشن کنی که تا چه اندازه به روش مد نظر شما امکان پذیر هست چنین چیزی!
۱۱ دی ۹۶ ، ۲۰:۵۹ فاطمه سروری
الان ایده آقای بوذرجمهری رو خوندم فکر میکنم اگر برای ادامه زندگی مثلا یه فضای روستایی رو انتخاب کنیم و از شکل زندگی امروزمون دور بشیم قطعا خود ما والدین میتونیم نیازهای تربیتی پرورشی و آموزشی رو که از مدارس متوقع هستیم به تنهایی برآورده کنیم. اما یادمه یه فیلم خارجی می دیدم درباره پدری که فرزندانش رو به روستا برده بود و بزرگ کرده بود و بعد از بلوغ با شروع دوره بزرگسالی فرزندانش به شهر برگشته بود و نشون میداد بچه ها کنار نقاط قوتشون کلی ناتوانی در ورود مجدد به شهر از خودشون نشون میدادن.
اگر هم جایی که برای زندگی انتخاب میکنیم مشابه شهر فعلی مون باشه که باز همین مشکلات وجود داره؛ هر چند ورود به شهری که کمی آرام تر و خلوت تر باشه قطعا تا زمانی که با فرهنگ منطقه ارتباط بگیریم و کنار بیایم زمان می بره.
پاسخ:
بله، خب در این باره آقای بوذرجمهری پاسخ بدهند :)
سلام
راستش جواب میتونه خیلی گسترده و سلیقه ای باشه و صدالبته وابسته به نوع نگرش فردی.
اول درباره مهاجرت بگم که دونفر از نزدیکان من چندسالی هست که مهاجرت کردند و برخلاف بقیه که فقط سعی میکندد ظاهرسازی کنند و از اونجا مدینه ی فاضله بسازند،من به لطف نزدیکانم توی تجربه هاشون سهمیم هستم.بنابراین نمیگم اونجا اخ و پیف هست اما مدینه فاضله هم نیست و بستگی به تربیت و فرهنگ و خواسته هرفرد از مهاجرت داره.
مهاجرت میتونه برای والدین واقعا دردسر ساز باشه.چراکه بین ارزش هایی که یک عمر باهاشون زندگی کرده و دوست داره طبق اون بچه اش رو تربیت کنه و ارزش های اونجا گیر میکنه.حقیقتا دچار بحران ارزشی و هویت میشن.
مگر اینکه والدین براشون مهم نباشه و کاملا سیستم و فرهنگ اون کشور رو پذیرا باشند.پس مهاجرت حلال مشکلات ما نیست.اونجا فقط توی بعضی از زمینه ها رفاهش از اینجا بیشتره.

و اما مدرسه ی خوب...
اساسا تعریف خوب بودن از دید هرکسی متفاوت هست و بستگی داره من دوست داشته باشم خروجی آموزش بچه من چی باشه.
و من فکر میکنم بخش زیادی از این سیستم آموزشی ما برمیگرده به ارزش های جامعه خودمون.برای ارتقا و تغییر دادن خروجی این سیستم سال ها زمان میبره که وابسته هست به تغییر ارزش ها و تابو های ما.
الان توی جامعه ما به کسی که دانشجو شهید بهشتی هست و کسی که دیپلم هست خیلی خیلی متفاوت نگاه میشه.
تا زمانی که جامعه ما یک جوون شاید بی دست و پایی که فقط یک عمر سرش توی کتاب بوده و هیچ توانمندی دیگه ای جز درس خوندن نداره رو موفق تلقی میکنه این سیستم عوض نخواهد شد.

من درس خوندن رو بی ارزش نمیدونم.اتفاقا عالی هست.اما شما الان نگاه کنید به بچه ها.خیلی فرق هست بین بچگی اینها و ما.ما وقت بچگی و شیطنت داشتیم  اما الان غالبا بین مدرسه و کلاس های مختلف پاس کاری میشن.

توی این فضا اگر والدین دیدگاهشون فرق میکنه باید خودشون دست بکار بشن و توانمندی و استعداد بچه رو در زمینه های مختلف رشد بدن.بهش یاد بدن که ارزش یک نوجوون با رقم رتبه کنکور سنجیده نمیشه.
پاسخ:
سلام

بله، من با نکات انتقادی شما موافقم.

در انتهای پیامتون به والدینی اشاره کردید که نگاهشون فرق میکنه.. این نکته‌ی مهم به یادم اومد که اگر نگاه اغلب خانواده‌ها و پدر و مادرها درست بشه، اتفاق خیلی خوبی می‌تونه بیفته.
شاید اگه تقاضا از مدرسه طور دیگری باشه، رفتار مدرسه هم تغییر کنه.
۱۵ دی ۹۶ ، ۰۱:۳۲ برف دونه
سلام
من بعید میدونم کشوری باشه که مدرسه هاش هر کدوم کتاب های سلیقه ای خودشون رو داشته باشن
بلاخره یه سری راهبردهای کلان آموزشی داره هر کشوری که طبیعتا نمی تونه ازشون دست بکشه
این چیزی که شنیدین احتمالا مربوط به یه سری درس ها یا مهارت های خاص بوده، مث مدرسه ی هنر، مدرسه ی ورزش و ...

اما غیر از این بحث حاشیه ای، در مورد اصل قضیه ای که مطرح کردید در این پست باید عرض کنم که ایننننننننننقققققققد حرف دارم برای بحث آموزش و پروش تو مملکت که نمی دونم از کجا شروع کنم!!! در حد یه کتاب می تونم درموردش براتون مطلب بنویسم در پاسخ به همین یه سوال شما!

بگذریم!
نه من می تونم این همه بنویسم نه شما حوصله ی خوندنش رو دارین


فقط یه کلام بگم که سه نوع سیستم آموزشی داریم:

1- سیستم آموزشی مدرسه محور (مث همون مثالی که گفتید که بعید میدونم اینجوری مطلق، واقعیت داشته باشه)
2- سیستم آموزشی متن محور(همین سیستم کنونی کشور، ینی همه باید یه سری کتاب های معین رو بخونن)
3- سیستم آموزشی معلم محور(مدل مکتب خونه های قدیم یا مدل سطوح بالای کلاس های حوزه های علمیه)

و طبق نظرات حضرت آقا، سیستم آموزشی معلم محور مطلوب و کارامد هست.


توضیحش مفصله
خودتون تفکر کنید و حتی می تونید بعدا یه پست دیگه در این مورد بهش اختصاص بدید


پاسخ:
سلام
من از یکی از مدیران سابق دفتر پرس تی. وی. در لبنان شنیدم که در لبنان مدارس این‌طوری‌اند.

نکات جالب و خیلی خوبی رو فرموده بودید.
متشکرم
۱۵ دی ۹۶ ، ۰۱:۴۵ برف دونه
نظرات رو خوندم
فهمیدم دوستان، بیشتر روی تعریف "مدرسه ی خوب چه مدرسه ایست؟" تمرکز کردن!!

بنابراین خواستم منم نظرمو در این باره بگم
از نظر من، مدرسه ی خوب، مدرسه ایه که در اون، بچه ها "خویشتن دار" بار بیان
همین

بقیه ی چیزا، مث درس خوندن، مودب بودن، منظم بودن، بامهارت بودن، عاقل بودن، هنجارمند بودن، کارامد بودن و ... خودش از دل اون خویشتن داری در میاد.

پاسخ:
نکته‌ی دقیق و قابل تأملی است.

البته سرسختانه معتقدم که تلاش مدرسه و خانواده و سیستم برای بارآوردن فرد خویشتن‌دار، در جامعه‌ای که نیازهای اولیه‌ی افراد غالباً سرکوب میشه و راه درستی برای تأمینش سهل و میسر نیست، تقریباً نشدنیه.

اگر به دین خودمون نگاه کنیم، می‌بینم دین ما نظام معقول و معتدلی رو پیشنهاد میکنه، و همان‌طور که بر خویشتن‌داری و عدم مهارگسیختگی تأکید می‌کنه، بر نفی رهبانیت و تأمین نیازها و غرایز نیز توجه زیادی داره، و از دین نظامی بر میاد که چنین فضایی رو فراهم می‌کنه. اما به نظرم سیاستگذاران جامعه‌ی ما، یا چندان نگاه دینی را نمی‌شناسند، یا آن‌که به هر دلیلی نمی‌خواهند به آن وقعی بنهند.

۱۸ دی ۹۶ ، ۰۸:۲۶ برف دونه
عجیبه برام که چطور از واژه ی خویشتن دار، معنای رهبانیت رو برداشت کردید!!!!!!!!!!!!!!

ینی مثلا کسی که خویشتن دار و باتقوا باشه، بستنی نمی خوره؟!!! ازدواج نمی کنه؟! با همسرش پارک نمی ره؟!! بچه شو نمی بوسه؟!!! باشگاه نمیره؟!!!!!...!!!!!



توی جمله ی اول تون، منظورتون از سرکوب نیازهای اولیه رو متوجه نشدم. چه نیازهایی مثلا؟! عین این نویسنده هایی که همیشه اهل سیاه نمایی از جامعه هستن، حرف می زنین!!! :)
پاسخ:
من هرگز خویشتن‌داری رو به معنای رهبانیت برداشت نکردم!
خواهش می‌کنم پاسخ من را یک‌بار دیگه با دقت بخوانید.
من عرض کردم همان‌طور که دین بر خویشتن‌داری تأکید دارد، بر نفی رهبانیت هم تأکید دارد. برای همین، در کنار خویشتن‌دار بار آوردن فرزندان جامعه، لازم است که فضا به گونه‌ای باشد که به رهبانیت اجباری و سرکوب نینجامد. مثلاً اوضاع معیشتی و فرهنگ ازدواج و نگاه‌های عرفی به مسائل اجتماعی و مسائلی از این دست در جامعه‌ی ما باعث شده که یک رهبانیت اجباری بر خیلی‌ها تحمیل شود. از آن سو، مدرسه‌ها و جامعه و خانواده‌ها و هر فرد و نهاد و نگاهی که بچه‌ها را به جای خویشتن‌دار بودن، طماع و آرزواندیش بار می‌آورد، مشکل را تشدید می‌کند. من حرف شما را قبول داشتم، اما گفتم اگر فضای جامعه سرکوب‌گر تمایلات طبیعی انسان‌ها باشه، تلاش برای تربیت انسان‌های خویشتن‌دار در بسیاری از موارد شکست خواهد خورد -و درد آور این‌جا است که مواردی از این دست که تلاش‌های برخی خانواده‌های خوب نهایتاً‌ به خاطر چنین مسائلی به شکست‌های جدی ختم شده، دیده‌ایم و شنیده‌ایم.
این به نظرم معادله‌ی پیچیده‌ای نیست،‌ و حتی می‌شود چنین فحوایی را در روایات و نصوص دینی هم رهگیری کرد.


خب چرا، کسی که با تقوا و خویشتن‌دار باشه، همه‌ی این‌کارهایی رو که گفتید انجام میده. من که با این موضوع مخالفتی ندارم. این کارها هم منافی خویشتن‌داری نیست، خیلی هم کارهای خوبیه همه‌ش :)


منظورم از سرکوب نیازهای اولیه هم مثلاً نیازهای معیشتی برای اقشاری از جامعه، یا اقسام نیازها به جنس مخالف برای جوان‌هاست.
به نظر شما فرهنگ و جامعه‌ی امروز ما در سامان‌دادن به روابط سالم میان دو جنس درمانده نیست؟! این‌طور نیست که دست‌کم برای گروه قابل توجهی -اگر بخواهند بچه‌ی خوبی باشند- تا سنین بالا همه‌ی راه‌ها بن‌بست است؟! افتصاد و فرهنگ و باورها و عرف و مردم و دولت و همه و همه، در مجموعه به این سرکوب‌شدن دامن نمی‌زنند؟
بهتر است من در این زمینه بیش از این سفره‌ی دل نگشایم :)
۲۳ دی ۹۶ ، ۰۷:۳۱ برف دونه
حرفای شما درسته ها...ولی واقعا ربطش رو به سوال خودتون در پست و بحث آموزش و پرورش و جواب بنده نمی فهمم...!! :-/

این مشکلات جامعه خیلی ربطی به آموزش و پرورش یک آدم 7 تا 18 ساله نداره برادر من
بلکه این آموزش و پرورش هست که این جامعه رو ساخته

اگه جامعه ی ما خرابه، بخش اعظم علتش آموزش و پرورش هست نه برعکس
(البته این عقیده ی منه)


مگه جامعه همین مشکلاتیو که شما میگین نداشت زمان ما؟
اما فرهنگ آموزش و پرورش برای بچه های دهه ی 50 و 60 واقعا مبتنی بر خویشتن داری بود... هنوزم معتقدم دهه ی 60 ای ها بسیار "آدم"تر از دهه ی 70ی ها هستن... این به این معنی نیس که توی دهه ی شصتی ها آدم های مفت خور و راحت طلب پیدا نمیشن و یا دهه ی 70ی ها همه شون مفت خور و راحت طلبن... بدیهیه که نه...دارم درمورد فرهنگ غالب دو دهه صحبت می کنم...

به همین دلیل عمیقا معتقدم که این نابسامانی هایی که الان دهه ی 60 ای ها باهاش مواجه هستن(مث بی کاری و مجرد موندن در سن بالا و فساد و بی سوادی و اینا) خیلی تازه اوضاعشون خوبه!!! نسبت به ده سال دیگه که دهه ی هفتادی ها به این سن و سال برسن...

وضع جامعه قطعا معلول سیستم غلط آموزش و پرورش ماست که سال به سال دانش آموز سالاتر شده و نه تنها سطح علمی مدارس بلکه سطح آموزش ادب و اخلاق و تربیت هم پایین اومده


اینو کسی داره میگه که مادرش 30 سال دبیر آموزش و پرورش بوده و خودش تغییرات این سه دهه رو چشیده
پاسخ:
بله. درسته.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">