زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

هر کسی، سهمی از خدا!

دوشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۸:۴۰ ب.ظ

هر کسی برای خودش سهمی از خدا برمی‌دارد،

یکی خدارا دوست دارد، چون برایش در حکم چراغ جادوست تا آرزوهایش را برآورد، و شاید به تعبیر دقیق‌تر غول چراغ جادو! البته غولی بخشنده‌ و مهربان.

یکی خدا را دوست دارد برای پرکردن خلأهای زندگیش، به‌جای هرآن‌چیزی که ندارد.

دیگری برای آن‌که مسئله‌ی تنهایی‌اش را حل کند، خدا را صدا می‌زند و دوست دارد.

و البته ظاهر این را حکایت می‌کند، که بسیاری از همین خدا دوستان، توجه نمی‌کنند که خدا را پیش از همه، باید عبادت کرد، و خدا بندگانش را دستوراتی داده و امرهایش را باید اطاعت نمود...

هر کسی برای خودش،‌ و در حالی که فقط خودش را می‌بیند، از یک موجود دوست‌داشتنی مهربان، سهمی برای خویش برمی‌دارد.

پیش‌تر شنیده‌بودیم، خدا مالک مردمان است، و امروز گویی مردمان مالک خدا شده‌‌اند.

و گویی خداست که باید خواسته‌ها را برآورد و جای خالی‌ها را پر کند و دردهای تنهایی را درمان کند. و گویی ما مولاییم! فقط به جای دستور خواهش می‌کنیم، و شاید کار به عتاب و اعتراض و دستور هم بکشد...

پیش‌ترها خدا مالک انسان بود...!

*

من که می‌ترسم از خدا تعبیری ارائه دهم و در چیستی‌اش به حیرت و نمی‌دانم اکتفا کرده‌ام، باشد که اگر از خرده‌تکاپوها خسته نشوم روزی در شناختش راهکی به جایکی ببرم، همان خدایی که برتر است از قیاس و گمان و خیال و وهم و از هر چه دیده‌ایم و شنیدیم و خوانده‌ایم، و دقیقا همان خدایی که در اول وصفش مانده‌ایم... درست است که او را نشناخته‌ایم، اما با همان ابتدائیات به نظر می‌رسد، مردمانی که ناخواسته خدا را مملوک خویش کرده‌اند و او را بی‌آن‌که مولا و معبود بدانند، به دوستی گرفته‌اند، کمی باید بیش‌تر بیندیشند و کمی تجدید نظر کنند...!!

حرف‌ها بسیار است اما حوصله‌ی من و شما اندک. بس است. یا حق.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۹
سید طه

نظرها  (۶)

cheghad shoar midi
پاسخ:
bebakhshid
mazerat mikham
sa'y mikonam khodam ro eslah konam
age lotf konid daghighan manzooretoon ro az shoar befarmayid komak-e bozorgi be man kardeid
baz ham mamnoon
حالا چرا از حروف فارسی استفاده نمی‌کنید؟!

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:(هر آنچه شما در ذهن خود ساخته اید، آفریده‌شما بوده و به خودتان باز می گردد. اگر از مورچه سؤال شود که خدا چگونه است، ‌مورچه تصور می‌کند که خداوند دو شاخک دارد!)

البته باید بدانیم 

عقول را به تعیین نمودن صفات الهی (درک تمام حقیقت آن) راه نیست، اما از مقدار لازم از معرفت نیز بی‌بهره نیست و مانعی برای آن وجود ندارد".

پاسخ:
ممنونم
خواهم گفت
باید دلیل داشته باشه؟!

بسیار عالی بود:

پیش‌تر شنیده‌بودیم، خدا مالک مردمان است، و امروز گویی مردمان مالک خدا شده‌‌اند.

برگرفته از وب‌نوشت زلال [Zolal.blog.ir]


سلام, مطلب تان زیبا بود

الذین آمنوا اشد حبا لله/165بقره

به نظر میرسد رابطه صحیح با خداوند یک رابطه پرستش گونه عمیق و عاشقانه می باشد که دارای حرارت و حدت می باشد نه یک رابطه خشک و مکانیکی چه دوستانه و چه ارباب وبنده گونه

یعنی رابطه عبد و معبود, نه عبد شدن از سر ترس و... بلکه عبد شدن از سر عشق وحب و کمال معبود به نحوی که دیگر عبد هیچ چاره ای برای خود نمی بیند مگر اینکه فدای او شود در حقیقت لذتی بالاتر از این نیز برایش فرض ندارد.

هر آدمی یک سری نیاز داره. یک سری خلا داره و خیلی چیزای دیگه.

حرف شما کاملا متین که خدا برتر از قیاس وفهم آدم هاست. اما یک سوال. یک انسان این کمبودهاش را چه جوری جبران کنه؟ از راهی غیر از خدا؟

تک بعدی به خدا نگاه کردن غلطه. خدا از آدم خواسته واس برآورده شدن نیازاش ازش بخواد. خودش گفته از رگ گردن به ما نزدیکتره تا اولین و آخری همدم ما باشه و...

اما بازم از یک لحاظ حرف شما درست...

من که شخصا دوست دارم که اولین کس تو زندگیم ققط خود خودش باشه. دوس دارم خدا مال خودم باشه.در حالی که خودم هم تنها مالک و سرپرستم را خدا بدونم.

به هرحال بازم عقل انسان کوچیکتر از درک عظمت خدا است.

 

 

پاسخ:
سلام
حرف‌های شما درست و دل‌نشین است.
من احساس می‌کنم خدایی که می‌شناسید همان خدای یگانه‌ی تعالی است و دیدگاه شما مخاطب جملات من نیست.
مقصود من کسانی بود که در عبادت و بندگی کم می‌گذارند، و صرفا توقع دارند خداوند پرکننده‌ی خلأها و برآورنده‌ی آرزوهاشان باشد.
البته، اگر چه خدا این‌قدر مهربان هست که آن‌ها را هم تنها نگذارد و نیازهایشان را برآورد، اما به نظرمن این از ادب بندگی بسیار بسیار دور است.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">