زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

می‌خواهم پزشک شوم!

شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۲، ۱۲:۲۵ ق.ظ

دیالوگی که در ادامه می‌آید کاملا واقعی است و دقایقی پیش بین من و یک کودک هشت ساله به وقوع پیوست.

لطفا توجه فرمایید:

 

من: سلام پسر خوب، حالت چه طوره؟

او: سلام، خوبم...

من: ...

او: ...

[دو سطر بالا یعنی چند سؤال جواب دیگر هم بینمان رد و بدل شد که مهم نیست.]

من: می‌خوای وقتی بزرگ شدی چه‌کاره بشی؟

او: سه تا کار می‌خوام داشته‌باشم. سه‌تا.

من: آفرین، چه کارایی؟

او: می‌خوام ورزشکار بشم و...

من: آفرین، خب...

او: دیگه دکتر بشم و    یکی دیگه‌ هم این‌که    برم تو بیمارستان!

من: بارک‌الله! خب، می‌خوای دکتر بشی که مریض‌ها بیان پیشت؟!

[البته بعدا خودم هم تردید کردم که این سؤال محلی از اعراب داشته‌ یا نه، ولی احتمالا می‌خواستم از طریقی سر بحث را باز کنم و ببینم که از سر جوگیری این حرف را می‌زند یا مثلا علاقه‌ای دارد واقعا، که احتمالا از اساس باز کردن این بحث برای کودک هشت ساله خیلی زود است، بگذریم...]

او: بله.

من: مریض‌ها را خیلی دوست داری؟!

او: نه، می‌خوام بکشمشون!

من: چی؟

او: [با حرکت دست صورتی از بریدن سر خودش توسط چاقو را به بنده نشان می‌دهد] می‌خوام بکشمشون... [یک لب‌خند ملیح می‌زند!]

 

خب، آن‌چه خواندید یک اتفاق واقعی است! شما چه نظری دارید؟!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۱۰
سید طه

نظرها  (۷)

به کجا می رویم؟؟؟؟؟
فاضل نظری: برعکس میگردم طواف خانه ات را , دیوانه ها! آدم به آدم فرق دارند!!!
من از یه بچه ی 5ساله پرسیدم دوس داری چیکاره شی؟
گفت سیگاری
۱۴ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۲۸ محمد صابر نی ساز
وا!
چرا؟
چی؟
کی؟
چرا اینجوری میگفت؟
می گویید بچه!
چندان محلی از اعراب نیست
.
.
.
بگذارید به حساب ظاهر بینی ما!
پاسخ:
سلام
ببخشید،
متوجه منظورتان نشدم!
شرمنده

یا از یه درد لاعلاج رنج میبرده(یا میدیده کسی رنج میبرد) و مردن را بر چنین حیات رنج آلودی ترجیح میداده و این کار را به عهده پزشکان می انگاشته

یا مریضها را لایق مرگ میدانسته و پزشکان موجود را برای انجام این امر(کشتن)لایق نمیدانسته

یا از یک مریض(یا مریضهایی)نفرت داشته 

یا شوخی کرده

یا همینجور یه حرف بلا دلیلی زده

منم وقتی بچه بودم دوست داشتم جراح قلب بشم الآن سال نهم راهنمایی هستم ولی دلیلی که من در سن هشت سالگی ام برای انتخاب شقل پزشکی گفتم این بود :
( منم دوست دارم مثل هم سن و سالای خودم بدوم ، ولی وقتی میدوم قلبم درد میگیرد ، میدانم چقدر سخت است که گوشه ای بنشینی و بازی دوستاتو نگاه کنی به خاطر همین دوست دارم یه روزی دکتر بشم تا دیگه هیچ بچه ی مریضی روی زمین نباشه که اندازه من ناراحتی بکشه )
پاسخ:
انتخاب رشته‌ی تحصیلی کار بسیار مهم و حساسی است.
هر کسی باید سر این انتخاب مهم به فاکتورهای دقیق و مهم توجه کند. متأسفانه در فضای آموزشی کشور ما، چیزهایی که کم‌تر اهمیت دارند بیش‌تر مورد توجه هستند. دانش‌آموزان علاقه و استعداد خودشان را نمی‌شناسند و از سرجوگیری رشته‌های پرطرف‌دار را در صدر انتخاب‌هایشان قرار می‌دهند...

***
بانوی عزیز، من صمیمانه دعا می‌کنم که خدای برزگ قلب مهربان شما را شفا بدهد و شما هم بتوانید کنار دوستانتان بازی کنید و شاد باشید.
من فکر می‌کنم حتماً شما برای خدا یک بنده‌ی خاص بوده‌اید. همیشه آدم‌های بزرگ مشکلات بزرگ دارند. من شک ندارم که خدا خیلی شما را دوست دارد...
الهی که همیشه موفق باشید.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">