زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

زلال، مثل...

چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۴۷ ب.ظ

خیلی هم بی‌راه نمی‌گفت. تا مدتی بعد از آن‌که نظرش را خواندم فکرم به این مسئله مشغول بود. نظرش را هنوز هم می‌توانید پای چند تا مطلب پایین‌تر پیدا کنید. آن موقع قالب بلاگم فرق داشت. پیشانی‌اش چهره‌ی آسمانی بود که در افق به بی‌کران می‌رسید و کمی پایین‌تر ابرها و عنوان بلاگ روی ابرها نشسته‌بود. آن قالب به آن نام خیلی می‌آمد*. اما قالب بی‌چاره زیاد عمر نکرد. رفقا نپسندیدند و ما هم بعد از یکی دو روز حذفش کردیم.

قالب -البته- خیلی مهم نبود. مسئله سر همان عنوان بلاگ بود: «زلال، مثل بی‌کران آسمان‌ها...».  بنده‌خدایی که به جای نام و نشانی خودش به یک علامت اکتفا کرده‌بود، نظرش این بود که آسمان که زلال نیست،‌ زلال صفت آب است...

نظرش را که خواندم با خودم گفتم خیلی هم بی‌راه نمی‌گوید. بی‌کران آسمان کجاش زلال است که ما این‌جا آمده‌ایم افاضه کرده‌ایم و برای خودمان تشبیهات فرموده‌ایم! اما بعد دوباره توجیهات فرمودم که بالأخره قرن پانزد‌ه هجری است. تخیل شعری مردم کجا رفته است؟! اگر بگویم «زلال، مثل آب!» که لطفی ندارد. باید یک چیز بدیع باشد، و چه چیزی بهتر از این‌که آسمان را از حیث بی‌کرانگی‌اش تشبیه کنی به چشمه‌ای که زلال است! البته ممکن است قدری در نگاه اول وجه شبه به دل نچسبد، اما زود خوب می‌شود...

خلاصه از خیرش گذشتیم و گفتیم همینی که هست خیلی هم خوب است. آسمان زلال است. بی‌کران هم هست. پس زلال، مثل بی‌کران آسمان‌ها...

*

بالأخره بعد از چندین روز درگیری پاره‌وقت با همین مسئله، به این فکر افتادم که اول چه شد که نامش را این‌طور نوشتم. یادم آمد آن موقعی که می‌خواستم بلاگ را ثبت و راه اندازی کنم،‌ وقتم کم‌بود. برای اسمش پنج‌-شش دقیقه فکر کردم و یهو به ذهنم رسید آدرسش را بگذارم «زلال». آن موقع کلی هم ذوق کرده‌بودم که اسمش خیلی بدیع و عالی است. [حالا بگذریم که بعدش صدهزار بار تردید کردم و از این و آن پرسیدم و از این حرف‌ها!] بعد که «زلال» را در جای خالی تایپ کردم، دیدم زلال تنها که خیلی کوتاه و بی‌مزه است؛ تازه خود لفظ زلال که در آدرس هم آمده، این باید چیزی اضاف داشته‌باشد. برای همین خیلی زود و شاید بدون تأمل جدی، عبارت «مثل بی‌کران آسمان‌ها» را پیوست کردم دنبالش و ذخیره زدم، برود.

حالا هم از آن‌جا که انتخاب اولیه‌ام خیلی روی حساب نبوده، به راحتی می‌توانستم اسمش را عوض کنم. می‌توانستم چیز زلال دیگری را که واقعا هم زلال باشد روی پیشانی بلاگم بنویسم. چیزی زلال مثل... مثل اشک... مثل اشک‌های اشتیاق...


*اشاره: پیش از این عنوان بلاگ، «زلال، مثل بی‌کران آسمان‌ها...» بود.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۲۸
سید طه

نظرها  (۲)

سلام, سر دفتر وبلاگ را که خواندم خیلی بیشتر به دلم نشست, اما به نظرم وقتی دلتنگیم زلال تر اشک میریزیم...
سلام
احسنت
خیلی عالی بود
بسیار بسیار زیبا بود و بسیار بسیار به دلم نشست
اگر بگویم بیشتر از همه مطالبت بیراه نگفته ام
خیلی صادقانه صریح بی تکلف صمیمانه و به معنای واقعی کلمه زلال بود

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">