زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

همت‌ عالی، متعالی

شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۱۹ ب.ظ

یکی از دوستان روایت می‌کرد از جوانان برومند این مرز و بوم که در سرمای پدردرآور زمستان منطقه‌ی سردسیر آن‌ها، در شرایطی که استخوان‌هایت التماس جان‌سوز می‌کند، صبح زود که هنوز خورشید پشت ابرهای برفی بالا نیامده، با موتور می‌رفته‌اند سر کوچه‌ی مدرسه‌ی دخترانه‌ی محل جهت انجام فریضه!

خوب این همت است. یک همت تحسین برانگیز! ابلیس نزد نوچه‌هایش افتخار می‌کند و می‌گوید: ببنید بنده‌ی مرا که چه‌طور برای خشنودی من و بدبختی خودش چنین سختی به خود می‌دهد و همت می‌کند! روزی او را در جهنم خواهیم دید و دست خوش خواهیم گفت! اصلا اگر نبودند این بلندهمتان، حسابی جلوی آن ملائکه‌ای که سجده‌کرده‌بودند ضایع می‌شدیم‌ها!1

[همین‌جا تا دیر نشده پناه می‌بریم به خدا از این‌که خودمان عبدالنفس و بنده‌ی شیطان باشیم.]

توجه کردید؟! اگر این آدم یا اصلا خود من، نصف این چنین همتی را برای خشنودی خدا داشتیم، کارمان حسابی درست بود. همت نمی‌کنیم (خودم‌ را عرض می‌کنم، به شما جسارت نشود) بازی می‌کنیم. خوشیم. نمی‌فهمیم. قدر نمی‌دانیم. دنیامان تمام شد. خوابیم. دنبال چیزهای پست...؛ اگر هم همت کنیم برای آن چه ارزشش را ندارد. خودمان را ارزان می‌فروشیم، وگرنه قیمتمان خیلی بالاست، [آن‌هم در این گرانی‌ها!] در بهترین حالت‌ها کارمان ناخالصی دارد. نمی‌فهمیم که این‌ها فانی است. باور نمی‌کنیم. یادمان می‌رود. غافلیم، غافل، شاید هم جاهل، چه می‌دانم!2

همه‌ی این‌ها که گفتم،‌ خودم را عرض می‌کردم. منظور شما خوبان نیستید. شما برای هدایت و حفاظت ما از فتنه‌ها و بدی‌ها و خطاها و انحرافات، دعا کنید، دعا اثر دارد.

و آخر این‌که، مَن عَمِل بما عَلِم، علّمه اللهُ علمَ ما لم یعلم.


1- تذکر دهم که این‌ها نقل قول نیست، بلکه شاید زبان حال مناسبی هم نباشد. خلاصه اگر منشأ روایی و قرآنی برایش می‌خواهید، لازم است شرمنده‌شوم و حضور انورتان را ارجاع دهم به حضور انور خودم!

2- نپندارید که موعظه می‌کنم، اصلا من دوست ندارم این‌‌حرف‌ها را به قصد موعظه زدن. این‌ها بیش‌تر در مایه‌های درددل است یا یک هم‌چین چیزی! خلاصه ببخشید!

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۳۱
سید طه

نظرها  (۸)

باز هم زلال بو

زیبا بود، بسیار.

پست جدید من منتظر نگاه شماست...

۰۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۴۴ محمد صابر نی ساز
مثل همیشه عالی....
من هم از این همت ها ندارم:(
عالی بود...احسنت
سلام سید عزیز! 
مخلصیم یا علی
پاسخ:
علیک سلام سید عزیز!
خوش به حال شما و همه‌ی مخلصین.
سید جان آپ کن دیگه
پاسخ:
کشک که نیست بسابم برات صابرجان، فاقد شیء معطی شیء نمی‌شود، چیزی ندارم بنویسم. ببخشید.
سلام
دستی بر سر و روی قرارگاه بکشید
پاسخ:
آخ‌آخ‌‌آخ، سلام حسین جان...

«««اگر عاقل بودیم می فهمیدیم که وقت نداریم»»»

عجب آدم احمقی بوده می گذاشت ظهر که تعطیل می شدند می رفت هم خواب صبحشو خراب نمیکرد هم سرما نمیکشید

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">