زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

و اما...

جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۵۴ ب.ظ

1- عید سعید فطرتان - اگرچه حالا دیگه شب شده - مبارک؛ بخورید و بیاشامید! [محل صورتک لب‌خند]

 

2- تا دیشب مسجد محل داشت می‌ترکید. مردم تا روی حیاط هم ایستاده‌بودند. امشب -ولی- دو سه صف بیش‌تر تشکیل نشد. تازه شب‌های پیش وقت نماز گشنه و تشنه هم بود‌ه‌اند ولی امشب دیگر نه. واقعاً چرا این‌طوری می‌شود؟ [محل صورتک در حال تفکر عمیق!]

 

3- صاحاب زنگ پیش‌واز خط ما کیست؟ یعنی این ایرانسل حق دارد همین‌جوری تبلیغات خودش را -بدون اجازه!- بگذارد زنگ پیش‌واز ما؟ واقعاً!‌ [محل صورتک خشمگین]

 

4- با هم رفته‌بودیم آب‌میوه‌بستنی بخوریم. ازم پرسید شما در تهران چی‌ می‌خورید؟ گفتم: دود...!

  ♦ فردا دارم می‌روم. خداحافظ محله‌ی ساده، مردمان صمیمی، آفتاب داغ داغ... [صورتک غمگین، با بغضی در گلو]

 

5- اول یک صلوات بفرست، بعد یکی دیگه هم بفرست! [صورتک در حال صلوات‌فرستادن!]

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۱۸
سید طه

نظرها  (۵)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پاسخ:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. (این هم دومیش!)
۲۱ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۲۱ حسین بوذرجمهری
[صورتک در حال خنده]
پاسخ:
سلام
همیشه خندان باشید!

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اول یک بار جمله بالا را تکرار کن بعد برو پایین

خداحافظ طه تهرانی!

پاسخ:
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرچهم‌ش را هم یادتان رفته بود که من به جای هر دومان گفتم!
خداحافظ.

تهرانی؟! ماذا تقصد یا شیخنا الکریم؟!
ما اهل مملکت حب علی‌بن‌ابی طالبیم.
«هر کجا گوینده‌ اشهدأن علیا ولی الله است، آن‌جا وطن من است.»
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۴۹ داداش صابر
صورتک در حال دعا کردن برای برادر...

((اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم))

سلام ای کاش نمی رفتید...

شاید یکی منتظرتون بود که با هم برید.

پاسخ:
سلام دوست عزیز

تنها آمده بودم، تنها هم رفتم!
مثلاً کی منتظر من بود؟ که می‌خواست با من بیاید؟


* ببخشید که گاهی کنایه‌فهمی‌ام درست کار نمی‌کند! برای همین است که معمولاً در چنین شرایطی، یا از طرف می‌خواهم که با صراحت حرفش را بزند، یا این‌که ناچار بی‌اعتنا از حرفش می‌گذرم.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">