زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

«حیف، و صد حیف! این ماه عزیز هم به پایان رسید. چه‌قدر حسرت‌بار است وقتی نگاه می‌کنم و می‌بینم از چه چیز ارزشمندی چه‌قدر غافل بوده‌ام! گویی در یک چشم بر هم زدن گذشت و حالا فقط چند ساعت تا برچیده شدن این سفره‌ی بی‌بدیل باقی مانده. حیف، و صد حیف! چه فرصت‌ها که در این ماه از دست دادم. چه شب‌ها و سحرهایی که مفت از کفم رفت و قدر ندانستم. چه معلوم است که سال بعد زنده باشم یا نباشم؟!...»

وجداناً یک دقیقه فرض بگیر روز آخر ماه رمضان است.
احتمالا جمگلی داریم از این‌جور حرف‌ها می‌زنیم. نه؟!

خب چه کاری است؟ چرا از همین اول جوری در این ماه عمل نکنیم که آخرش در دلمان این حرف‌ها نباشد؟!
بله،‌ قبول دارم که بعضی فرصت‌ها آن‌قدر خوب است که هرچه‌قدر هم استفاده کنی باز حسرت به دل داری، اما بالاخره اگر حواسمان جمع باشد، می‌شود لااقل این حسرت و کوتاهی‌ها را تا جایی که ممکن است کاهش داد.

پس بیا خدایی مواظب باشیم و کاری کنیم که روزهای آخر ماه مبارک، به جای آن حرف‌ها، حرف دلمان از این جنس باشد:
«الحمدلله که ماه رمضان امسال را بیش از سال‌های قبل قدر دانستم، و بیش‌تر بر خودم مراقبت کردم،‌ و بیش‌تر هوای قلبم را داشتم و کم‌تر هوای نفسم را محل گذاشتم. خدا را شکر که با قرآن بیش‌تر انس گرفتم و از شب‌های کم‌نظیرش در حد توانم استفاده کردم. خدا را شکر که به هرچیزی که وظیفه‌ام می‌دانستم، عمل کردم و کوتاهی نکردم...»

 

+ برای هم‌دیگر دعا کنیم.

 

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۷
سید طه

نمی‌خواهم از همین اول سرِ سخت‌گیری بگذارم و حال شما را بگیرم، ولی احتمالاً اگر بخواهی خیلی حواست جمع باشد، باید بدانی که وقتی بعد از یک سال، موقع خواندن «یا علیُّ یا عظیم» و «اللهم أدخل علی أهل القبور السرور» بغضی در گلوت و اشکی پای چشمت می‌نشیند، شاید صرفاً یک حس نوستالوژیک طبیعی نسبت به جو خاطره‌انگیز این ماه باشد و هیچ ارزش معنوی‌ای نداشته باشد.


أیضا زمانی که چشمت به گنبد طلایی می‌افتد و أمثال ذلک.

 

 

 

+ ماه خوبِ خدا برای همه‌مان مبارک باشد ان‌شاءالله. دعا برای هم‌دیگر را فراموش نکنیم.

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۲۶
سید طه