زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۵ - برف دونه
    :(
  • ۱۱ آبان ۹۶، ۱۴:۵۲ - برف دونه
    :)

تابستان

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ب.ظ

اگر شما از آن بچه‌مثبت‌های درس‌خوانی بوده‌اید که تابستان و تعطیلی مدارس برایتان یک عزای بزرگ به حساب می‌آمده، گذشته از آن‌که قدری برایم عجیب است، و گذشته از آن که به نظرم درس‌خوان بودن هیچ منافاتی با خوشحال شدن به خاطر تعطیلات کلاس و مدرسه ندارد؛ من شخصاً هیچ‌وقت مثل شما نبوده‌ام!
من -مثل تقریباً همه‌ی بچه‌های دیگر- از آغاز تابستان و حتی چند روز قبل از شروع تعطیلات، یک عالمه هیجان و خوشحالی داشتم، و روزهای آخر امتحانات مدرسه را با شوق و ذوق آن‌که در تابستان چه‌کارها بکنم و چه کارها نکنم سپری می‌کردم. حتی حال و هوای روزهای گرم امتحانی آخر سال هم، چون مقدمه‌ی روزهای شیرین تابستان بود، برایم لذت و هیجان خاصی داشت. انگار نقطه‌ی اوجی که بعد از آن دوران خوشی آغاز شود.
حالا کار نداشته باشیم به آن‌که از برنامه‌هایی که برای تابستانم می‌ریختم، تقریباً هیچ‌کدامش را انجام نمی‌دادم! به هرحال تابستان‌ها بسیار برایم خاطره‌انگیز و خوش بودند، و به خاطرشان از خدا ممنونم.

همیشه تابستان که می‌شود، انگار زندگی وارد فاز متفاوتی می‌شود. هم هوا -خصوصاً در این منطقه‌ی ما- گرمای خاصی به زندگی‌هامان می‌بخشد، و هم روزهای طولانی وقت بیش‌تری را برای هر جور کار غیراجباری دوست‌داشتنی برایمان فراهم می‌کند. البته این وضعیت برای بچه مدرسه‌ای‌ها معنای پررنگ‌تر و ویژه‌ای دارد. خصوصاً ما که در زمانمان از کلاس‌های اجباری تابستانی مدرسه خبری نبود و تابستان برایمان یک فرصت عالی بود تا مدتی دقیقاً شکل خودمان زندگی کنیم!

حالا فکرش را بکن که آن همه خاطره و حال و هوای خوب، پیوست شده باشد به یک چیز باحال خاطره‌انگیز و چپیده باشد داخل آن، و آن چیز خاطره‌انگیز را -که به طور شگفت‌آوری توانایی همراه‌کردن طعم همه‌ی آن خاطره‌ها را در درون خودش دارد- بعد از چندین سال دوباره پیدا کنی، و با ملاقاتش، یک‌هو بپری میان آن‌همه خاطره. خیلی عالی است! نیست؟!

واقعاً که چه‌قدر بعضی چیزها ظرفیت‌های عجیبی برای انباشتن خاطره‌ها در دلشان دارند! باور نمی‌کنید؟! پس بشنوید تا -اگر هم‌سن‌وسال من هستید- باور کنید:

 

نظرها  (۵)

سلام سید 
کاملا موافقم
یادش بخیر ایام بچگی که وقتی فوتلالیست ها میخواست شروع شه و هنوز توپه اول تیتراژ برنامه تو هوا داشت میچرخید با دمپایی تا سر کوچه میدویدم تا کیمی بخرم و بیام فوتبالیستا نگاه کنم.
اون موقع هم دلم برای هم کلاسیام تنگ میشد درست مث حالا
یادش بخیر 
پاسخ:
سلام

بله.. یادش به خیر :)
سلام
من از بیکاری تابستون همیشه بدم میومد اون موقعها
ولی الان عاشق همون بیکاریام:)
پاسخ:
سلام
چرا؟ :)
الان تابستوناتون خیلی شلوغه؟
نه ولی چون دانشگاه با اون همه مشغله و سختی خوابگاه تموم میشه و خب بیکاری و خونه موندن و حوصله سر رفتن گاهی خیلی شیرینتر از زندگی دانشجوییه:)
پاسخ:
اون که بله.
خونه کجا، خوابگاه کجا :)

ضمناً می‌تونید حوصله‌سررفتن‌های اوقات فراغت رو با کارهای خوبی مثل دیدار اقوام یا مطالعه پر کنید.
منم عاشق تابستون ها به خصوص شب هاش بودم که با بابامامان میرفتیم شام رو تو پارک می خوردیم... یادش بخیر... :(
پاسخ:
به به.
شب‌های رشت :)

ان‌شاءالله همیشه زندگی‌تون پر از اتفاق‌ها و خاطره‌های خوب خوب باشه.

۰۵ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۸ فاطمه سروری
یادش مرا فراموش
چقدر دورند اون روزها
و چقدر محو می بینمشان
پاسخ:
یعنی برای شما این‌قدر طولانی گذشته؟
امیدوارم چیزی که سال‌ها را برایتان طولانی کرده، ماجراهای دوست‌داشتنی باشد، نه سختی دوران.

و اما اگر درگیر خاطره‌ها نیستید، به نظر من که خوب است! درود بر شما!

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">