زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

نقاره‌خانه

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۵ ب.ظ

سلام wink

به به! عید ولادت امام مهربان را به شما تبریک می‌گویم. مبارک باشد. مبارک باشد. خیلی مبارک باشد.
(ببخشید که کمی هم تأخیر شده)

 

خیلی خوب است که برای شاد بودن و تبریک گفتن و دید و بازدید، این مناسبت‌های خوشگل را هم بهانه قرار بدهیم، و به این واسطه قدر وجود ائمه‌ی بزرگوارمان را بیش‌تر به خودمان یادآوری کنیم.

 

من هم امروز به دیدار دوستم رفته بودم که مدتی هم‌دیگر را ندیده بودیم. خیلی خوب بود و خدا را شکر! لا‌به‌لای گپ‌هایمان، به مناسبت زادروز امام رضا، به یاد حال و هوای حرمشان افتادیم و خیلی دلمان راهی شد، و خیلی هم خوش گذشت! تازه کلی هم خنده برفت! تعجب می‌کنید؟! خب الان توضیح می‌دهم. می‌دانید چه کردیم؟ خواستیم به پاسداشت این روز مبارک، نوای خاطره‌انگیز و نوستالوژیک نقاره‌خانه‌ی حرم مطهر رضوی را با هم اجرا کنیم. خیلی باحال است، نیست؟ این کار را کردیم، آن هم خیلی خوب و با کیفیت، و البته با حداقلِ حداقل امکانات. چه‌طوری؟ یکی‌مان همان‌طوری که نشسته بود روی مبل، با دستش روی مبل می‌کوبید، بدون هیچ‌نظم و قاعده‌ی خاصی. و دیگری هم با دهانش ادای صدای شیپور را در می‌آورد، باز هم بدون هیچ‌نظم خاصی. خیلی با حال بود. کاملاً همه چیز تصادفی و بی‌قاعده. اما به شکل غیرمنتظره‌ای کاملاً شبیه نقاره‌خانه شده بود!

 

یک حساب سرانگشتی کردم و گفتم: به نظر می‌رسد که این موسیقی نقاره‌خانه -که البته انصافاً هم حس و حال و هوای خوبی دارد و دوست‌داشتنی است و دلنشین است- این گونه حاصل شده که چند نفری خیلی همین‌طوری و بدون قاعده به طبل می‌کوبند، و چند نفری هم خیلی همین‌طوری و بدون قاعده در شیپور می‌دمند. خیلی خیلی دور همی و همین‌طوری. و تلفیق این‌دو، به شکل عجیبی می‌شود یک موسیقی خاص و انحصاری و ویژه و جذاب و خاطره‌انگیز. خیلی عجیب است، نه؟!
اصلاً شاید یک نمونه‌ی سنتی از هنر پست‌مدرن به حساب بیاید! laugh

 


حالا هر چه باشد، نظم و قاعده داشته باشد یا نداشته باشد، سنتی باشد یا مدرن باشد یا هرچیز دیگری، همین که مال حرم امام رضاست یعنی خیلی خوب. همین که گره خورده با حال و هوای حرم، و شنیدنش دل آدم را می‌برد به آن دیار، یعنی خیلی کار ازش می‌آید. خیلی ارزش دارد. خیلی ارج دارد. هر چیزی که ما را به یاد اماممان بیندازد، دلمان را به ایشان نزدیک کند، به هر وسیله تلنگری باشد تا به یادشان بیفتیم، خیلی خوب و گرامی و ارزشمند است، حتی اگر کوباندن مشتی بر پشتی مبل باشد و صدای شیپور از حنجره ادا کردن!

 

نظرها  (۵)

کاملا درسته
چه کار قشنگی کرده بودید
از خوندنش خستگی ام در اومد
خدا این دوستان خوب رو از هم نگیره.

پاسخ:
ممنون :)
چه سرگرمیهایی:)
تابستون تو سرازیری افتاده و ادم دیگه بیشتر قدر میدونه:)
خوش باشید:)
پاسخ:
:)
سلامت باشید.
شما خوب قدر می‌دونید تابستون رو؟ :)
تا الان که نه!
استرس اومدن شهریور داره لذت بقیشو هم میخوره
صدالبته همه اینها بهونه ست!
پاسخ:
استرس اومدن شهریور؟
مگه شهریور چشه؟!
شهریورم که هنوز جزء تابستونه
شهریور اصلا جزو تابستون نیست بنظرم
غول انتخاب واحد و خرید و بعدم بستن بار سفر....هیچیش نمیمونه
:)

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">