زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...


اگر مطلبی را از این‌جا -یا از هرجای دیگر- نقل می‌کنید، منصف باشید و منبعش را هم ذکر کنید. دمتان گرم :)

تازه‌ترین نظرها

اینستاگرام

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ب.ظ

خود من خیلی بار تا حالا دلم خواسته که اینستاگرام داشته باشم. عکس بگیرم یا طرح بزنم و بفرستم تنگش. در پست قبلی که یک حرف نغزی در تریپ جملات حکیمانه‌ی قصار پیرامون اینستاگرام و این‌ها افاضه نمودم، یک‌نفر در وبلاگ امتیاز منفی داده به افاضه‌ام! من وقتی به پستم یک امتیاز منفی داده می‌شود یا کسی از دنبال‌کردن وبلاگم انصراف می‌دهد، خیلی فکری می‌شوم که چرا. بله خوب است آدم برای خودش زندگی کند. خوب است دربند این نباشد که حالا دیگران چه می‌گویند. همین پریشب امید بهم زنگ زده بود و وسط حرف‌هاش گفت که خوب است کم‌کم یادبگیریم که برای دیگران زندگی نکنیم. ولی خب شاید هم چیزی این وسط بوده که خوب نبوده. این وسط منظورم توی پست قبلی وبلاگ است. مثلاً سوء تفاهمی را سبب شده باشد یا یک چیز کوفتی این‌چنینی را. خلاصه من یک‌بار دیگر با نگاه انتقادی‌تری پستم را خواندم. بعد دقت کردم و گفتم شاید کسی برداشت کرده باشد که مثلاً «کسی که اینستاگرام دارد، نمی‌تواند جذاب‌ترین و عالی‌ترین و خفن‌ترین زندگی‌ها را داشته باشد و مثلاً خر است که اینستاگرام دارد!»، در حالی که نه بابا، این‌ها چه حرف است؟ مسئله از آن‌وری است، نه از این‌وری. یعنی می‌خواستم بگویم کسانی هستند که زندگی‌هایی بسیار جذاب و باحال و لذت‌بخش و متعالی دارند، ولی اینستاگرام ندارند! برق هم به زور دارند، چه برسد به اینستاگرام. بعضی‌هامان رفته‌ایم از نزدیک نمونه‌هاش را دیده‌ایم. زندگی‌شان را هم دیده‌ایم. حالا وقت گفتنش نیست. منظور این‌که آن وقتی که داشتم آن پست را می‌نوشتم، این فکر مدنظرم بود که شاید بعضی‌ها وقتی همه‌ش صفحات اینستاگرام را دنبال می‌کنند، ذهنشان کم‌کم محدود می‌شود به گزارش‌های اینستاگرامی. می‌خواستم بگویم که برخی جلوه‌های برخی زندگی‌های باحال، به سختی در قاب‌های اینستاگرامی جا می‌شوند، و خلاصه مواظب باشید که دنیایتان محدود به آن‌چه اینستاگرام نشان می‌دهد نباشد و از بقیه غافل نشوید. ملتفت عرضم شدید حالا؟ یا باز هم قرار است امتیاز منفی بدهید و وبلاگ را آنفالو کنید؟! indecision

خب، امیدوارم اگر سوء تفاهمی شده بوده، رفع شده باشد. اما داشتم می‌گفتم که خودم خیلی بار تا حالا می‌خواستم اینستاگرام درست کنم و فِرت‌فِرت عکس بفرستم داخلش، اما چرا نشده است که بشود؟ می‌گویم، ولی شاید برایتان جالب نباشد! وقتی می‌خواستم اینستاگرام را روی گوشی نصب کنم، دیدم فهرستی از انواع و اقسام مجوزهای ممکن را برای همه‌ی دسترسی‌های ممکن به حریم شخصی و غیرشخصی من در گوشی می‌خواهد بگیرد! دسترسی به هر چیزی که فکرش را هم نمی‌کردم. یادم می‌آید که وقتی داشتم آن فهرست کذایی را زیر نظر می‌گذراندم، بارها با خودم گفتم «دِ آخه اینو دیگه واس چی می‌خوای کصافت!» کصافت با صاد! خب به نظرم منطقی نبود، ولی به این زودی هم کوتاه نیامدم. چون اندرویدم از آن نسخه قدیمی‌هاست و امکان اصلاح دسترسی‌ها را نمی‌دهد، رفتم سراغ برنامه‌های این‌کاره. مجوزهای بیخودی‌اش را برداشتم و سپس نصب کردم، اما دیدم که لامصب کار نمی‌کند! پس دو راه داشتم؛ یکی امضا کردن آن قرارداد ننگین و ذلت‌بار برای نصب شازده، و دیگری هم زدنِ عزت‌مندانه‌ی قیدِ نصب‌کردن شازده! گفتم که، شاید برایتان جالب نباشد. ولی آن لحظه‌ای که قیدش را زدم خیلی حس شکوه‌مندِ «هیهات منّا الذله»طوری داشتم. یک حس خفن کفّ نفسی داشتم یا چیزی شبیه به این. مثلاً هوسم را به خاطر ملاحظه‌ای عقلانی گذاشته‌ام کنار. یک‌ هم‌چین چیزی. بالاخره از خیرش گذشتم. و قضیه این‌چنین بوده، وگرنه شاید من هم الان داشتم طیفی از پست‌های خوب تا مزخرف اینستایی را زیر انگشت می‌لغزاندم. پناه بر خدا.

موافقین ۳ مخالفین ۱ ۹۶/۱۲/۰۴
سید طه

نظرها  (۴)

به درجه ای از عرفان رسیدم تو فضای اینستا که فقط بیست و یکی دو نفر و دو سه تا صفحه عمومی رو دنبال می کنم. اون هم فقط کسایی که می شناسمشون و می خوام از حالشون خبر داشته باشم...واسه همین الان استوری ها برام مهم تر شده تا پستا حتی:)
والا من از اون هواپیمای برگشت از نجف که گوشیم خودش ساعتش به صورت خودکار به وقت ایران تنظیم شد ( و خوب جی پی اس خاموش بود و همیشه هم خاموشه) کلا دیگه بیخیال حریم خصوصی شدم و حس کردم هر کاری انجام بدیم یا انجام ندیم فقط خودمونو گول زدیم....مگه یه 1200 بگیریم دستمون:) که البته شخصا به این گزینه هم فکر می کنم گاهی:)
پاسخ:
درود بر شما. بله، در این شکل و اندازه‌ای که شما از اینستا استفاده می‌کنید، طبعاً اون‌طوری که گفتم نمیشه و بد نیست.

خب خود شبکه‌ی تلفن همراه هم می‌تونه ساعت گوشی شما رو تنظیم کنه. موقعیت تقریبی مکانی شما رو هم اپراتور از طریق آنتنی که با اون به شبکه وصل هستید، می‌تونه تشخیص بده، و نیازی به جی پی اس هم نداره. این در مورد 1200 هم وجود داره حتی.
گذشته از این مثال، کلیت حرف شما مبنی بر این‌که در فضای مجازی و با تکنولوژی‌های جدید حریم خصوصی در امنیت کامل نیست حرف درستیه. بالاخره خود اندروید و صاحبش که گوگل باشه به همه چیز دسترسی داره. حتی جی‌پی‌اس خاموش! گرچه وقتی خاموش باشه، هیچ خدماتی مبنی بر جی‌پی‌اس به شما ارائه نمیده. اما جالبه بدونید که مثلاً گوگل‌مپ ترافیک معابر رو از طریق تعداد گوشی‌های اندرویدی تخمین میزنه :)

حالا به رغم این حرف‌ها، به نظر من مواظبت در نصب اپلکیشن‌ها کار بیهوده‌ای نیست و هرچه‌قدر داده‌های کم‌تری به سرویس‌های گوناگون بدیم، بهتره. این‌طور نیست که بگیم آب از سرمون گذشته پس دیگه فرقی نمی‌کنه. دقت در مجوزهایی که اپلیکشن‌ها می‌گیرند، با وجود همه‌ی این حرف‌هایی که گفته شد، باز هم می‌تونه کار موجهی باشه، گرچه برای خیلی از افراد اهمیت زیادی نداره.
فضای خوبی نیست به نظرم. حداقل من باهاش کنار نمیام. حریمِ خصوصی برای این فضا تعریف نشده :/ یعنی واردش که میشید حس می‌کنید رفتید توی خونه طرف :| البته همه اینا برمی‌گرده به فرهنگ‌سازی که نشده و نداریم!
پاسخ:
بله، نکته‌ی قابل توجهیه. اما یه مسئله در مورد فرهنگ اینه که گاهی ابزارها فرهنگ رو می‌سازن، خود اینستاگرام اقتضای از بین رفتن حریم خصوصی، جلوه‌گری، خود نمایی، فخر فروشی و خیلی چیزای مزخرف دیگه رو داره. سیستم لایک و فالو و این‌ها. نگاهی که در پس طراحی این ابزار وجود داشته، دامن می‌زنه به فرهنگی که مورد پسند من و شما نیست.
درسته. البته هستن کسانی که از این نرم‌افزار خوب استفاده می‌کنند.
پاسخ:
بله. البته میشه خوب ازش استفاده کرد. درست می‌گید.
:))))))))))))))))))))))))


خیلی جالب و بانمک نوشتید! :))

احسنت به عزت شکوه مندانه ی شما :))


"شاید بعضی‌ها وقتی همه‌ش صفحات اینستاگرام را دنبال می‌کنند، ذهنشان کم‌کم محدود می‌شود به گزارش‌های اینستاگرامی. می‌خواستم بگویم که برخی جلوه‌های برخی زندگی‌های باحال، به سختی در قاب‌های اینستاگرامی جا می‌شوند، و خلاصه مواظب باشید که دنیایتان محدود به آن‌چه اینستاگرام نشان می‌دهد نباشد و از بقیه غافل نشوید"

شاید نه قطعا همینطوره
ذهن ها رو محدود کرده این شبکه های مجازی


من که به شخصه از پست قبل دقیقا همین پیام شما رو برداشت کردم
نگران امتیازهای منفی و آنفالو ها نباشید :)

پاسخ:
:)

سلامت باشید. متشکرم.

باشه. سعی می‌کنم نگران نباشم :)

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">