زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...


اگر مطلبی را از این‌جا -یا از هرجای دیگر- نقل می‌کنید، منصف باشید و منبعش را هم ذکر کنید. دمتان گرم :)

آن‌چه گذشت
تازه‌ترین نظرها

مصالحه در جشنواره‌ی سی‌وپنجم

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۵۲ ق.ظ

دیروز به اتفاق یکی از رفقا رفتیم پردیس ملت، برای حضور در نخستین روز جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران. پس از ساعتی معطل‌ماندن در صف فیلم‌های داستانی، در سالن جا نشدیم و ناچار رفتیم سالن بخش بین‌الملل. از دو سه فیلمی که آن‌جا دیدم، تقریباً هیچی نفهمیدم، و هیچ جذابیتی هم برایم نداشتند! مشکل زبان هم در کار نبود، چون فیلم‌ها سخن نداشت. از انیمیشن گرفته تا مستند، با هیچ‌کدام ارتباط برقرار نمی‌کردم. شاید اگر چند سال پیش بود، مجبور بودم یکی را از بین این دو گزینه انتخاب کنم:

یک. این فیلم مزخرف است و مفهوم خاصی ندارد؛

دو. من بی‌سوادم و هنرنفهم هستم و از سینمای جدید هیچی حالی‌ام نیست!

ولی دیروز این‌طور نبودم. انگار با فیلم‌ها به مصالحه رسیده بودیم. این‌که نمی‌فهمیدمشان، صرفاً ارتباط میان من و فیلم را منتفی می‌کرد. یعنی نه به فیلم گیر می‌دادم و نه به خودم. گویی ما اصلاً با هم کاری نداریم، و نمی‌توانیم در مورد یک‌دیگر قضاوت کنیم. قضاوتی که من درباره‌ی فیلم بکنم یا قضاوتی که من به خاطر فیلم درباره‌ی خودم بکنم. اصلاً چه لزومی دارد که قضاوت کنم؟ گویی آن فیلم برای من نیست. مجبور نیستم درباره‌اش نظر بدهم، و فکر می‌کنم نظرنداشتن و نظرندادن هم چیز بدی نیست،‌ و قطعاً بهتر از آن است که وقتی از چیزی سردرنمی‌آوریم، تظاهر به دانستن کنیم و ژست فهمیدن بگیریم. گرچه به نظرم جوّ جشنواره آدم را تحت فشار قرار می‌دهد که اگر نتوانست درباره‌ی یک اثر حرفی بزند، خودش را سرزنش کند؛ اما فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت جوگیر شدن چیز خوبی باشد.

 

🔹

اگر علاقه‌مند باشید می‌توانید با حضور در پردیس سینمایی ملت در روزهای جشنواره، آثار کوتاه داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی فیلمسازانی از ایران و سایر کشورها را رایگان تماشا کنید. فقط، اگر به تماشای فیلم‌های داستانی کوتاه علاقه‌مندید، باید از ساعتی قبل از شروع سانس مورد نظرتان در صف مقابل درِ سالن حاضر شوید. دست‌کم دیروز این‌طور بود!

این هم از برنامه‌ی جشنواره‌‌ی سی‌وپنجم که نام و مشخصات و زمان و محل نمایش فیلم‌ها را به اطلاعتان می‌رساند.

 

نظرها  (۳)

آره موافقم،اگر فیلمی آدم رو به لحاظ حسی و روحی درگیر کنه بایستی ازش بنویسه لزوما تخصص هم نیاز نیست تا زمانی که نوشته پرادعایی نخوای بنویسی.
و اینکه اگر فیلمی رو دوست نداشته باشم تا وسطاش نگاه می کنم بعد ادامه نمیدم.ژانر فیلم ها هم خیلی برام مهمه،فیلم های ترسناک و جنایی و...برام جالب نیست.
پاسخ:
بله، درسته، اگر از نظر حسی درگیرکننده باشه، یا یک احساس یا پیام رو به ما منتقل کنه، می‌تونم راجع‌بهش حرف بزنیم، دست‌کم راجع به همون چیزی که دریافت کردیم یا حسی که به‌مون داده، اما اون فیلم‌ها رو اصلاً نمی‌فهمیدم، چه برسه به درگیرشدن! یک‌جورهای بی‌قصه و آشفته و مثلاً نمادین‌طور بودند انگار! البته یک فیلم در عین بی‌قصه و آشفته و نمادین‌طور بودن، باز هم می‌تونه گاهی یک حس رو انتقال بده، ولی این چندتا فیلم این‌طوری هم نبودند! دوستان و همراهان هم دریافتی نداشتند ازش، و با این حساب شاید بتونم به فیلم‌ها خرده بگیرم؛ اما به هرحال ترجیح دادم کاری به کارشان نداشته باشم. «من چیزی ازش نفهمیدم» و از نظر خودم، صرف این عبارت حاکی از بد بودن فیلم یا بد بودن من نیست!

ما هم تا آخر سانس نموندیم و در میانه‌‌ی یکی از فیلم‌ها سالن رو ترک کردیم :)
اینکه آدم متوجه باشه وقتی چیزی نفهمیده لزوماً بد نیست، هنر نفهم نیست، و صرفاً به دلیل ارتباطی است که با فیلم برقرار نکرده خیلی قابل توجهه، و مصالحه بهترین کلمه بود برای این اتفاق. 
اتفاقی که فقط ازاین موضوع ناشی میشه: اون فیلم، کتاب، نقاشی یا هراثر هنری
برای اون نیست.
چه جمله ی فوق العاده ای: برای من نیست.
پاسخ:
بله :)
همون‌طور که گفتم، من هم قبلاً این‌جوری نبودم، ولی الان به این نتیجه رسیدم.
به نظرم خیلی‌هامون، نمی‌دونم تحت تأثیر چی، فکر می‌کنیم حتماً باید درباره‌ی خودمون یا دیگر آدم‌ها یا اتفاقات یا آثار قضاوت کنیم. حکم صادر کنیم و مثلاً یکی از اون دو گزینه رو انتخاب کنیم، در حالی که در اکثر مواقع نه تنها ضرورتی نداره این قضاوت، بلکه نتایج منفی هم در پی داره. مثل سرخوردگی یا سوءتفاهم...
۲۰ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۱ مهدی صالح پور
نه جشنواره فیلم کوتاه، نه کلا جشنواره های سینمایی؛ که کلِ هنر داره این شکلی میشه. هر فیلم/قطعه ادبی/موسیقی/نقاشی و... که می‌بینی به خودت میگی من نمی‌فهمم یا خالقِ اثر نمی‌فهمیده؟!
پاسخ:
آره، خیلی زیاد شده این موضوع. البته بعدش که رفتم فیلم‌های تجربی مسابقه‌ی ایران و نیز فیلم‌های یک سانس دیگه از بخش بین‌الملل رو دیدم قضیه چندان اون‌طوری نبود و به نظرم فیلم‌ها با این‌که تجربی بودن و هیچ روایتی نداشتند، حرف داشتند و تأمل‌برانگیز بودن. ولی خب به طور کلی رویکردهای جدید قاعده‌شکن در هنر، به رغم خوبی‌هایی که در برخی موارد دارن، می‌تونن به چنین چیزی دامن بزنن.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">