زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

در راستای زندگی

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

در راستای زندگی

زلال را دنبال کنید
سلام

این،
چشمه‌ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...


اگر مطلبی را از این‌جا -یا از هرجای دیگر- نقل می‌کنید، منصف باشید و منبعش را هم ذکر کنید. دمتان گرم :)

آن‌چه گذشت
تازه‌ترین نظرها

به فروشگاهی در همین نزدیکی رفته بودم تا به جای شام، به یک کیک و نوشیدنی اکتفا کنم. در حال خوردن نگاهم به تلویزیون بزرگ چسبیده به دیوار بود. پیام‌های بازرگانی پخش می‌کرد. گروهی پلیس برای یک مأموریت در مقابل یک ساختمان ایستاده بودند. یگان ویژه بودند. یک آدم خلاف‌کار داخل ساختمان داشت یک غلطی می‌کرد و از اجتماع پلیس‌ها گرخیده بود. یک ماشین خفن آمد و از آن یک بچه با لباس پلیس و بدون شلوار پیاده شد. به بند پوشکش دست‌بند آویخته بود و یک بی‌سیم هم در دست داشت. رفت وسط یک عده مأمور سیبیل‌کلفت یگان‌ویژه و با حرکات دست چیزهایی گفت و مأمورها هم سرتکان دادند. لحظه‌ای بعد، هفت‌هشت‌ده‌تا مأمور دست‌های آن خلاف‌کار را گرفته بودند و از ساختمان آوردندش بیرون. بچه‌کوچولو به مأمورها و خلاف‌کاری که دستگیرشده بود نگاهی کرد و خندید. از ابتدای ماجرا هم تا این‌جا که پایانش بود، پای تصویر لوگوی یکی از تولیدکنندگان پوشک درج شده بود. بسیار تبلیغ خلاقانه و اثرگذاری بود، من که قانع شدم این پوشک برای جلوگیری از نم‌دادن بچه بهترین مورد است! خلاقیتش بیش‌تر در توانمندی سازنده برای مرتبط کردن بی‌ربط‌ترین چیزهای عالم به یک‌دیگر بود. حالا این هیچ‌چی، نمی‌فهمم چرا در همه‌ی تبلیغ‌هایی که پوشک نقش محوری دارد، گذشته از آن‌که همیشه بی‌ربط‌ترین چیزها را درباره‌اش به کار می‌برند، بالاتنه‌ی بچه‌ها خیلی شیک و لاکچری یا حرفه‌ای است و پایین‌تنه‌شان لخت است! در آن تبلیغات که بچه‌ با کت و پوشک می‌رود عروسی می‌گوییم لابد می‌خواهد بگوید پوشک به اندازه‌ی کت خوشگل است، گرچه خوشگل بودن هیچ اهمیتی ندارد در پوشک؛ ولی در یک مأموریت پلیسی نمی‌دانم داشتن پوشک خوب، چه تأثیری در فرماندهی عملیات دارد! پس‌ماندهای کیک و نوشیدنی را داخل سطل‌های مربوطه انداختم و فروشگاه را ترک کردم.

نظرها  (۱۳)

۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۲:۱۱ هولدن کالفیلد
حالا خودت چی پات بود تا فروشگاه؟ :|
پاسخ:
کفش.
من خودم انیمیشن بچه‌رئیسو ندیدم ولی اولش فک کردم یه تیکه از این انیمیشنه‌ست که دارید تعریف می‌کنید!
پاسخ:
منم اون انیمیشن رو ندیدم. بعد از کامنتتون رفتم یه جستجویی بکنم که شاید این تبلیغ الهام‌گرفته از اون بوده باشه، ولی باز به نظرم این‌طور نیومد.
۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۷:۰۸ آسـوکـآ آآ
من مشابه ش رو دیده بودم که خلبان بودن :|
پاسخ:
مثلاً!
به نظرم هر کدوم این فضاها رو میشه با ایده‌پردازی بهتر به قضیه مرتبط کرد و خیلی هم جالبش کرد. ولی با این چیزی که فعلاً هست، اصلاً نمی‌فهممشون!
ولی خیلی بانمکن،اصلا آدم دلش میخواد بره یه دل سیر لپ‌ اون کوچولوها رو بکشه :)
پاسخ:
بنابراین بیش‌تر تبلیغ اون کوچولوهای بانمکه، جهت کشیدن لپ! :)
من عاشق اون پسر کوچولوام با اون اداهاش ((:
ولی شاید میتونه اینطور مرتبط باشه که خیالش از بابت نم پس ندادن پوشکش راحته و میتونه عملیات رو به خوبی مدیریت بکنه D:
پاسخ:
از این زاویه دقت نکرده بودم! :)
من که ندیدم تبلیغو ولی از روی توضیحاتتون جالب بود به نظرم. تو تبلیغ یه محصول ساده صرفا به ویژگی‌های اصلی مدنظر خریدار توجه نمی‌کنن که رو اونا مانور بدن (چقد مگه می‌شه روی کیفیت یه پوشک مانور و در موردش توضیح داد؟!)
جای این ممکنه یه سناریو بنویسن که حس پشتش رو خریدار دوست داشته باشه.
مثلا من یه زمانی علاقه‌مند شده بودم یه شامپویی رو بخرم، چون توی تبلیغاتشون از شخصیت کارگاهی مثل شرلوک هولمز استفاده کرده بودن و از خلاقیتشون خوشم اومد. واسه خرید یه محصولی که خیلی تخصصی و گرون نیست، حداقل واسه خرید دفعه اول، این روشا مفیده. بعد اگر کیفیت خوب باشه، ممکنه همین خرید باعث بشه مشتری اون محصول خاص بشید.
پاسخ:
کلیت حرفتون رو قبول دارم، ولی باز هم به نظرم باید خلاقیت یا یه چیز جالب مرتبط داشته باشه.
اون تبلیغ مای‌بیبی بود که آخرش می‌گفت «باببیدی بیبیدی بو»! به نظر من اون از این جهتی که شما می‌گید خیلی خوب بود و اصلاً اون تبلیغه خودش یه هویت برای مای‌بیبی شد و خیلی جاها هم ازش استفاده کرد، ولی این‌یکی احساس می‌کنم یه تقلیده، چون در تبلیغات ما خیلی از تبلیغات خارجی الگو گرفته میشه، ولی اون چیزی که اون تبلیغ رو برای اون هدف مناسب کرده بوده در این‌جا مراعات نمیشه و ارتباطش از دست میره و نمی‌فهمیم چه ربطی داره! تا حالا چندین مورد از این قبیل رو شنیدم.
مثلاً همین این‌جا، چرا یه پدر یا مادر باید به خاطر هم‌چین تبلیغی این پوشک رو به پوشک‌های دیگه ترجیح بده؟! حتی همین فضا رو میشه با یه کم ایده‌پردازی مرتبطش کرد، ولی فعلاً هر چی می‌گردم ربط یا یه چیزی برای انگیزش توش پیدا نمی‌کنم!
۰۳ آذر ۹۷ ، ۲۳:۳۸ حسین بوذرجمهری
آخرش بد تموم شد.
تو سکانس آخر تو باید میرفتی دستشویی اجابت مزاج میکردی بعد از مغازه میرفتی بیرون!
پاسخ:
به هر حال!
۰۴ آذر ۹۷ ، ۲۰:۰۵ عاشق بارون ...
بعد از مدت‌ها این چند روزه تلوزیون می‌دیدم و مجبور بودم چند دقیقه‌ای آگهی‌ها رو تحمل کنم که دیدم چقدر پیشرفت کردن واقعاً! :|
 تا چند دقیقه بعد از این آگهیه :|وار داشتم فکر می‌کردم که باید یه مسابقه‌ای برای بی‌ربط‌ترین و مسخره‌ترین آگهی‌ها تو تلوزیون راه بندازن. :/ که یکم بعد یه آگهی دیگه پخش کرد یادم نیست چی بود که ربطش داده بودن به فوتبال! یه جورِ عجیبی آگهی‌ها نامربوطه که آدم هیچی نمی‌تونه بگه. اصلاً خلاقیت موج می‌زنه!
پاسخ:
بله دیگه مرزهای خلاقیت داره جابه‌جا میشه. :))
اگه این‌ها مثلاً فیلم کوتاه بودن، می‌گفتم شاید یه چیزی داره که من نمی‌فهمم؛ ولی پیام بازرگانی باید هر چی داره روشن و قابل فهم باشه برای همه.
۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۳ ابوالفضل ...
خب طرف اول گرخیده و خودش رو خیس یا قهوه‌ای کرده! ولی چون پوشک بروز نداده علایم ترسش رو اعتماد به نفس گرفته!!!
پاسخ:
اونی که گرخیده بود مجرم بود که پوشک نداشت! تنها بچه‌ای که پوشک داشت فرمانده عملیات بود! به قول شما اگه مجرم رو هم می‌ذاشتن یه بچه‌ی پوشکی می‌تونست این معنی رو داشته باشه و به نظر من هم بهتر بود :)
:)))))))))))))))))))
پاسخ:
:)
۰۶ آذر ۹۷ ، ۱۶:۴۴ ابوالفضل ...
خب همین دیگه! چنان اعتماد به نفسی بهش داده پوشکه به خاطر آبروداری که گرخیدنش رو حس نکردی!
پاسخ:
گرخیدن فرمانده عملیات رو؟
در این صورت آره... و تلاش شما برای ربط دادن قضیه به قضیه ستودنی است :)
۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۱:۲۸ محمد صابر نی ساز
ربطش در اینه که یه سری پلیسها پوشک شون رو محکم نمی بندن! 
خرابکاری که میکنن گندش کل ماموریت رو بر میداره
پاسخ:
مگه این‌که شما بیای این‌جوری ربطش بدی. D:
۲۲ آذر ۹۷ ، ۱۷:۲۷ قاسم صفایی نژاد
حتی تبلیغات هم زرد دارد. وقتی به جای تبلیغ و اقناع مخاطب و خریدار، سعی می‌کنند به هر روش ممکن جلب توجه کنند.
پاسخ:
من در زمینه‌ی رسانه و تبلیغات تخصصی ندارم، اما من هم مثل شما فکر می‌کنم که این تبلیغ انگیزش کافی برای خرید ایجاد نمی‌کرد. مثلاً در این زمینه مای‌بیبی بسیار بهتر عمل می‌کنه! هم در تبلیغات تلویزیونی، هم فروشگاهی و محیطی.

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.