زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

پاییز

دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۳۶ ق.ظ

آمدن پاییز عجب حکایت غریبی است!

تنها جایی که از آمدن کسی که دوستش دارم دلم می‌گیرد...

 

البته این لطف پاییز است،

- که مهربان و صمیمی است -

دست بر شانه‌هایم می‌گذارد انگار، و می‌گوید:

«پسرک جوان، هرچه‌قدر برای دور و بری‌هایت مثلاً مرد بودی بس است، حالا گریه کن،

و بگذار غم‌های دلت پای چشمت را خوب آب‌‌پاشی کند،

همان‌طور که من - گاه‌گاهی - پای قدم تو را،

و همه‌ی مردم رنگارنگ این‌ شهرها را..»

 

به غیر از پاییز آرام و مهربان،

هیچ‌کسی نیست - در این دنیای شلوغ و پلوغ اطراف -

که بی هیچ منت و توقعی،

هر روز دستم را بگیرد و دو تایی برویم قدم بزنیم و خلوت کنیم و حرف بزنیم با هم.

 

و آن‌وقت که خلوت من و پاییز، در یک شب سرد و طولانی، به مناجاتی بینجامد،

شاید دیگر هیچ آرزویی نباشد که آرزوی برآورده‌شدن داشته باشد...

 

پاییز دوست خوبی است،

یادت می‌اندازت که چه‌قدر نعمت داری،

اصلاً همین تنهایی، همین دلِ گرفته، همین حرف‌ها، و هزاران چیز خوب‌تر از این‌ها را که داری..

پاییز چه‌قدر لطیف و دوست‌داشتنی نگاهت را به آسمان می‌کشاند،

کمکت می‌کند بالای سرت را ببینی...

 

پاییز مهربان است،

و شاید کمی مظلوم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۳۱
سید طه

پاییز

نظرها  (۷)

سلام 
عالی. بود احسنت ماشاالله به این قلم  وااقعا زیبا کار کرده اید نمینویسید ولی وقتی هم  مینویسید  به دل مخاطبانتان  مینشیند

ولی حیف نیست صاحب این قلم دلش گرفته باشد اخر چرا؟؟؟چنین استعدادی راخداوند به هرکس نمیدهد 
«تنها جایی که از امدن کسی که دوستش دارم دلم میگیرد »‌‌‌‌

این جمله شایسته افرین گفتن است 
یاحق 
دعا برای ظهور 
«ومن الله توفیق»






پاسخ:
سلام
ممنونم، شما لطف دارید، خدا را شکر می‌کنم که به دلتان می‌نشیند.
صاحب این قلم که البته خداوند است، من فقط واسطه‌ای هستم که امیدوارم - با دعای خیر شما - بتوانم بار این امانت را به خوبی به دوش بکشم.

و اما، دل، دل است دیگر! گاهی غم‌گین می‌شود، گاهی می‌گیرد، گاهی می‌گرید، گاهی می‌خندد...
اگرچه - به قول شما - خداوند از لطف نعمتی به او بخشیده باشد،
البته پناه می‌برم به خدا از این‌که این حرف‌ها ذره‌ای بوی ناشکری بدهد.
اصلاً‌ شاید همین دلِ گرفته نعمتی باشد که بهانه‌ و زمینه‌ی نوشتن هم‌چین دل‌نوشته‌هایی را فراهم می‌کند.
با این حال به نظر شما باز هم حیف است که صاحب این قلم دلش گرفته باشد؟!

و باز هم ممنونم،
این چشمان سخاوت‌مند شماست که به این جملات شایستگی تحسین بخشیده، 

حق پناهتان، و سایه‌ی عنایتش بر سرتان مستدام.
عجل‌الله فی فرج مولانا
توفیقتون روزافزون
یاعلی

سلامی به طراوت برگهای بهاری و به تواضع برگهای پاییزی خدمت گلی از گلستان محمّدی، که به پیروی از راه جدّش هرگز راه خزان را نمی‌پیماید.
برگهای پاییزی نماد انسان‌های متواضعی هستند، که عمرشان را در راه ما سپری کرده و در واپسین لحظات حیاتشان خود را به پای ما انداخته اند...
برگهای پاییزی فرزند پاییز‌ اند، آری پاییز خوب مربّی ای برای درس تواضع به برگهاست.
آفرین بر دوست گرانقدرم


پاسخ:
سلام
چه نگاه قشنگی!
ممنونم

منم پاییزو خیلی دوس دارم ... مخصوصاً اگه تو جنگل های گیلان باشم :)

پاسخ:
سلام
خوش به حالتان، خوش به حال پاییزتان...
من از دبستان به شما گیلانی‌ها غبطه می‌خوردم...
از همان‌جا که «باز باران....» بود، «با ترانه، با گهرهای فراوان»...


البته ناگفته نماند که پس از «بله» گفتن خواهر بزرگم به خواستگار گیلک‌ش که دانشجوی شهرمان شده بود، تابستان‌ها و گاهی بهارهای گیلان را، کم و بیش درک کرده‌ام، اما پاییزش را تا به حال قسمت نشده!
۰۲ مهر ۹۳ ، ۰۰:۲۶ محمد جواد
لذت بردم...
حرف دل بود! یک دست...
پاسخ:
ممنونم...
۰۲ مهر ۹۳ ، ۰۶:۱۹ محمد علی رنجبر طزنجی
سلام

بدو بیا یه طرح پاییزی کار کردم...
پاسخ:
دست شما درد نکند.
امام علی می فرمایند من خدا را در بهم ریختن برنامه هایم شناختم.....

روز قبل پاییز یک اتفاق برنامه های پاییز و کل زندگیم را بهم ریخت.....

پاسخ:
سلام
بی‌تردید خداوند خیرخواه‌ترین است برای شما.
ان‌شاءالله همان برایتان پیش می‌آید که خیر شماست.

پاییزتان پر از رنگ بندگی باد
جدی؟
به به... پس خواهرتون عروس ما گیلانی ها شده آره؟ :)
خوششششش به حالشون پس!!!! D:
و چه سعادتی نصیب شما یزدی ها شده!! ;)

پاسخ:
بله، خیلی وقته.
این افتخاری است که به واسطه‌ی گوهرشناسی مردی از دیار شما، نصیب گیلانی‌ها شده!
من صمیمانه بهتون تبریک می‌گم!

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">