زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک

حرف‌هایی ساده، صمیمی، صریح و زلال...

بسم الله

سلام.
این،
چشمه ای است زلال،
از دلِ سنگِ کوهی رو سیاه.
از سنگ هم چشمه‌ می‌جوشد.
من دیده‌ام.
با دو چشم خود،
و در دو چشم خود،
و از دو چشم خود.
لحظه‌ها زلال‌اند و گوارا؛
زمانی که عکس خودم را در چشمه‌ی چشمم تماشا می‌کنم.
و آن موقع دل سنگ ترک برمی‌دارد.
و زلال جاری می‌شود.
زلال، مجرای دردهایی است که از کوهی راه به برون یافته است.
زلال،
گاهی چشمه‌ی آبی خنک است.
و گاهی آبِ معدنیِ جوشان.
بستگی دارد در دل کوه چه خبر باشد...
****
ده مطلب اخیر در صفحه‌ی اول قابل پی‌گیری است.
بقیه را در فصل‌های موضوعی و یا بایگانی ماهانه ببینید.

+ اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می‌کنید، ممنون می‌شوم که منبع را هم ذکر کنید. تشکر :)

تازه‌ترین نظرها

حرف‌های شخصی به چه درد همه می‌خورد؟!

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ق.ظ

برخی از آن‌چه تا کنون در وبلاگم نوشته‌ام -از جمله همین مطلب گذشته- دلنوشته‌هایی است که شاید در فایده‌ی انتشارش بشود چون و چرا کرد. یکی از دوستان بارها به من توصیه کرده که این دل‌نوشته‌های شخصی را برای خودم نگه دارم، و این چیزها برای انتشار و در معرض خواندن همه‌گان قراردادن نیست، و دلایلی هم برای حرفش می‌آورد، اما با این حال من گاهی با او موافق نبودم و قانع نمی‌شدم، و فکر می‌کردم که این حرف‌های خصوصی و دل‌نوشته‌ها -خصوصاً اگر ارزش‌های افزوده‌ای هم‌چون روایت خوب یا ادبیات زیبا داشته باشد- می‌تواند فوایدی داشته باشد و برای هر مخاطبی، به شکلی قابل استفاده باشد.

آن‌چه را از این فواید فعلاً به ذهنم می‌رسد، خیلی خلاصه عرض می‌کنم:


خب، تردیدی نیست که این تعابیر و شرح‌حال‌ها، بروزهای حالات انسانی است. گزارش‌هایی است از آن‌چه در یک انسان رخ می‌دهد یا می‌تواند رخ دهد.

اولاً این گزارش‌ها -که به صورت دل‌نوشته ابراز می‌شود- خودش داده‌های ارزشمندی از وضعیت‌های افراد بشر است. هم برای کسانی که به حال و روز اجتماعی و فردی مردم اهمیت می‌دهند، قابل توجه است؛ و هم برای کسانی که به بهبود عوامل درونی و بیرونی اثرگذار بر روحیه‌ی انسان‌ها می‌اندیشند. مثلا پست قبلی وبلاگ من برای مخاطب نکته‌سنج می‌تواند حاوی پیام‌هایی از این دست باشد که یک جوان مذهبی با بیش از ربع‌قرن سن در این جامعه هنوز در رفع یکی از بدیهی‌ترین نیازهایش دچار مشکل است، و مثلاً اوضاع معیشتی یا هنجارها و ارزش‌های رفتاریِ -دست کم- یک قشر خاص از جامعه، به همراه باورهای فرهنگیِ پیوند خورده با قرائتی که از مذهب وجود دارد، نتوانسته چاره‌ای برای مسائل این نسل از این قشر فراهم آورد.

 

ثانیاً، وقتی یک حال شخصیِ انسانی بیان می‌شود، مخاطبانش دو دسته خواهند بود: عده‌ای که با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند، و عده‌ای دیگر که این حرف‌ها حرف دلشان نیست.

برای دسته‌ی اول، کم‌ترین خاصیت چنین دل‌نوشته‌هایی می‌تواند تسلی‌دادن و آرامش‌بخشی باشد. همیشه پیدا کردن یک هم‌درد تسکین می‌دهد. نقل این عواطف شخصی و حرف‌های خصوصی به شکلی که آمیخته با تعابیر ادبی و خیال شاعرانه باشد، در ادبیات ما تازگی ندارد و جایگاه و ارزش آن هم برای عام و خاص، کم و بیش شناخته شده است. در میان آثار شاعران معاصر، اشعار زیادی هستند که همین کارایی را دارند و مخاطب معمولی، آن‌ها را به خاطر این ویژگی‌شان دوست دارد. اصلا چرا راه دور برویم؟! همین دوستی که ازش یاد کردم، بارها از اشعاری استفاده می‌کرد که در واقع حرف خصوصی است، ولی برای بازگویی حال خود او به کارش می‌آمده و ازش استفاده می‌کرده.

مثلا مطلب قبلی وبلاگ هم درد دلی است که -به نظرم متأسفانه- جمع زیادی از جوانان مشابه من آن را درک می‌کنند و واگویه‌ی خواسته‌های برآورده نشده‌ی خودشان را در آن می‌یابند، و یافتن همدردی که سعی کرده حس و حالشان را در بیانی نسبتاً خوب و دلنشین ابراز کند -فکر می‌کنم که- برایشان خوشایند است.

دسته‌ی دیگر هم، که در مواجهه‌ با چنین نوشته‌ای یا سخنی -اگر این سخن همچون مطلب گذشته‌ی وبلاگ، واگویه‌ای از یک وضعیت نسبتاً غم انگیز باشد- دست کم آن است که به حال بهتر خودشان فکر می‌کنند و قدر وضعیتشان را بهتر می‌دانند. به داشته‌هایشان یادآورده می‌شوند و رضایتشان از آن‌چه دارند بیش‌تر می‌شود. مثلا دوستی که بخت یارش بوده و یارش را در همان سال اول دانشجویی در تهران، از میان یکی از دانشجویان خوب همین تهران پیدا کرده و این واگویه‌های غم‌انگیز نویسنده‌ی هم‌سن و سالش را با خاطرات خوش ایام گذشته در کنار همسرش مقایسه می‌کند، از این‌که چنین نعمتی را سال‌ها در اختیار داشته و مزه‌اش را چشیده، خوشحال می‌شود، و اگر نسبت به آن بی‌اعتنا بوده، حالا بیش‌تر قدرش را می‌داند. خب، در خوب بودن این تأثیر هم که شکی نیست.

 

بنابراین در انتشار این دلنوشته‌ها و حرف‌های شخصی، فواید زیادی نهفته و می‌تواند از جهات مختلف کار ثمر بخشی باشد.

شما با این نگاه موافقید یا مخالف؟ نظر شما چیست؟

نظرها  (۱۰)

:)
نگاه مثبت که میگن اینه
چرا اصلا باید حرف دیگران برای یک وبلاگ شخصی مهم باشه؟
خب وبلاگمه
دوست دارم اینجور بنویسم
شاید اصلا هیچ فایده ای نداشته باشه ولی یکی دوست داشته باشه بخونه
بازم به این معقوله میرسیم که دوست داره!
و همین دوست داشتن میشه فایده نوشته شما
به نظرم که برای دلتون و با استدلال خودتون بدون توجه به حرف دیگران بنویسید مطمعنا انچه از دل براید به دل نشیند حتی اگر اطلاعاتی به فرد خواننده اضافه نکند!
خدا اتفاقات خوب نصیبتون کنه
۰۴ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۸ حمید درویشی شاهکلائی
سلام بر شما
بنویس.
پاسخ:
و سلام بر شما
بله حتما. ممنون :)
۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۵:۱۴ حسین بوذرجمهری
سلام
به نظرم یک جدول تطبیقی از مزایا و مضراتش درست کن بهشون وزن و نمره (مثبت و منفی) بده و در نهایت ببین نمره‌ی انتهایی مثبت است یا منفی؟! D:
پاسخ:
سلام
ممنون از پیشنهادت :))
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۲ محمدحسین خانی
سلام
بنویس سید. 
خودت مالک تام این‌جا و حرف‌‌هایی هستی که می‌خواهی اینجا بنویسی، 
هم اگر کسی نخواست بخواند، به جهنم (دقیقا به جهنم)، خُب نخواند!

و بعد، باز بخواهیم به ساز این‌وآن برقصیم، کلاهمان پس معرکه است. 
پاسخ:
سلام
حرف شما درست است، اما موضوع رقصیدن به ساز دیگری نیست، و من هم اصلاً کاری به پسند و به ساز این و آن ندارم.
بحث بر سر این است که کار درست چیست، و آیا فلان کاری واقعا ثمر دارد یا بی‌ثمر است.
پسند دیگران به خودی خود موضوعیت ندارد، اما نظرات و تأملات دیگران، اگر مرا در تشخیص درست یا نادرست بودن کارم کمک کند، اهمیت پیدا می‌کند.
من بعد حدود هشت سال وبلاگ نوشتن و خوندن انواع و اقسام وبلاگ ها همین اخیرا به این نتیجه ای که می گید رسیدم.بعد از مدت ها وبلاگ دیگه ای که فقط توش خاطرات شخصی رو می نوشتم ( و اصولا کسی از خوانندگان وبلاگ اصلیم( به جز یکی دو نفر) از وجودش هم اطلاع نداشت) حذف کردم و تصمیم گرفتم هرچی هست رو یه جا بنویسم.
این مدلی که خیال می کنیم همه چی باید جدی و خیلی مهم باشه و چیزی کمتر از تحلیل سیاسی مذهبی اجتماعی یا نوشته های خاص با ته مزه دینی نباید تو وبلاگ باشه ( که نگاه قبلی خودم بود) رو دیگه قبول ندارم...به دلایل متعدد که حالا فعلا حوصله توضیحش نیست؛ شاید مثل شما منم یه پست مستقل در موردش نوشتم...
پاسخ:
بله. با شما موافقم. با همین نگاه جدیدتون.

منتظر و مشتاق خوندن مطلب مستقلتون هم -اگر نوشتید- هستم :)
سلام بر آقا سید عزیز
به قول شاعر که خیلی خوب گفته
سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند...

لذا بنویس که مطالبت دل نشینه و خیلی خوب


پاسخ:
سلام بر محمدعلی عزیز

خدا را شکر که این طوریاست :)
ممنون
۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۹:۴۲ فاطمه سروری
حدالمقدور سعی میکنم توضیح ندم مخصوصا به شکل عمومی.
به شما هم پیشنهاد میکنم کاری که فکر میکنید درسته انجام بدین؛به همین راحتی
پاسخ:
سلام

بله. کاری رو که فکر می‌کنم درسته که انجام میدم، اما خب گاهی هم در مورد درستی کارم با بقیه هم‌فکری می‌کنم.
این که بد نیست! بده؟!
زلال مشکی پوش نمیشه امسال؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
متأسفانه اون روزایی که باید سیاه‌پوشش می‌کردم نبودم.
ممنون از توجهتون.
۰۸ مهر ۹۶ ، ۱۶:۱۰ هانیه شالباف
سلام :)
شما هرجوری دوست دارید زندگی کنید؛ هرجوری دوست دارید بنویسد؛ خود واقعی‌تون باشید :)

من زیاد اهل نوشتن عواطف و احساساتم نیستم؛ حتا بیان‌شون هم نمی‌کنم. با همه‌ی اعتمادی که به اطرافیانم دارم اما عادت به درددل‌کردن ندارم. اما به‌نظرم اصلن بد نیست هرکس یک گوشه‌ای داشته باشه -مثل‌وبلاگ- و عاشقانه‌هاش رو صریح و بدون خودسانسوری بنویسه...
هرکدوم از این عاشقانه‌ها، یه کتابه...

پاسخ:
سلام :)

درست می‌گید :)
امیدوارم که منم بتونم در حد خودم حرف‌هایی رو که خوبه، همون‌طوری که خوبه بزنم، حتی اگه واگویه‌های شخصی باشه.
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۰:۵۹ ...:: ایمان ::...
من با نوشتن واگویه های شخصی - حتی اگر هیچ فایده ای هم نداشته باشد - موافقم. چه برسد به این چیزهایی که گفتی.
پاسخ:
سلام آقا ایمان.
ممنون از حضور و نظرت.

چندتا سؤال:
- با نوشتنشون موافقی یا با نوشتن و انتشارشون؟
- فقط با نوشتنشون موافقی یا با خوندنشون هم موافقی؟!
- آیا این موافق بودنت یک حس و سلیقه‌ی شخصیه یا می‌تونی برای خوب‌بودنش دلایلی ذکر کنی؟

بازم ممنون :)

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید:

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">